damla
یادت باشد ... دلت که شکست ، سرت را بگیری بالا ... تلافی نکن ، فریاد نزن ، شرمگین نباش ... حواست باشد ؛... دل شکسته ، گوشههایش تیز است ... مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی به کین،... مبادا که فراموش کنی روزی شادیش، آرزویت بود ... صبور باش و ساکت ... بغضت را پنهان کن ، رنجت را پنهانتر ... گاهی بازی زندگی اینگونه است ، بازنده فقط کسی است که بازی نکند ... طاقت بیاور ... و سرت را بگیر بالا ...!!!!!!!
damla
صبر کن .......... یک لحظه بایست.............. تکلیف دلی که عاشقش کردی .......... چیست...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
damla
کسی که از صدا میگفت به لب مهر سکوتم زد، مرا بالای بالا برد ولی سنگ سقوطم زد، چه ها گفتند و نشنیدم بدی کردند و بخشیدم، زتیغ گریه اشکم ریخت ولی من باز خندیدم، سکوتم حرف ها دارد ولی چشم و دهان بستم ببین ای خوب دیروزی؛ کجا بودم،کجا هستم!
damla
خیلی وقته كه با تو زندگی می كنم! .. چشمانم كه می بندم تو را میبینم ! خب همین بسه برام...!راضیم میکنه!! راضی که نه ولی خب.چاره ای ندارم...!شبها همیشه عجولم برای خواب!... برای خواب که نه...برای بستن چشمهایم و امدن تو!!! شبها چراغ را خاموش میکنم.دراز میکشم و با شوق چشمانم را میبندم!!! و انتظارت میکشم.....!! در باز میشود تو میایی....! از آن نگاههای قشنگ و معنی دار میکنی هر دو میخندیم....! آشفته می نویسم امشب ؟ تو ببخش .. بعضی شب ها - مثل امشب سرم پر می شود از این حرف های هرگز نگفته ! و تا برایت ننویسم آرام نمی شوم...! به دل نگیرحرف دلمو! امشب هم از اون شب های دیوانگی ام هست .. كمی كه بنویسم ، آرام می شوم...
damla
عشق من
دوست دارم تنهایی دنباله دارم را با خیالت سرگرم کنم و هوای بارانی نگاهم را به چشمانی که تمام دلخوشیم به اوست هدیه کنم.
دوست دارم تمام عشق وعلاقه ام را درچشمانم جمع کنم و به نگاهت تقدیم کنم تا دلیلی برای نفهمیدنشان نداشته باشی.
دوست دارم صدایت کنم هر چند به گوشت نرسد وهر چند برایت نامفهوم باشد صدایم.
دوست دارم دلتنگی ساعتی مرا به خود واگذارد و ثانیه ها نبودنت را به رخ نکشد.
دوست دارم شبها که برای چیدن ستاره به آسمان میروم دلیلش فقط تو باشی.
دوست دارم شمعدونی های خانه را به امید آمدنت آب دهم.
دوست دارم تو بدانی که همیشه دوستت دارم.
ولی افسوس که فقط دوست میدارم...
damla
مثل آن است که شاهرگ احساسم را زده باشند بند نمی آید دوست داشتنت...
damla
توسط فید
مادران برترين آفريده پروردگار هستند
damla
یـادم بـاشـد : گـوشه گـود نـشـیـنم و بگـم لـنگـش کـن ! دایـه مـهـربـانـتر از مادر نـشـم ! درکـم رو بـالاتـر بـبـرم ! صـورت مـسئـله رو پـاک نـکـنم ! مـسائـل رو بـا هـم قـاطی نکـنم ! قـدر شـناس بـاشـم !!! بـفهـمم ارزش داشـتـن و مهـم بـودن بـرای آدمـها ، تـاریـخ مـصرف داره !!! تـو هـم یـادت بـاشـد : .....
damla
ناگفته های هست ولی مست مست ولی نیست در این دار فانی همه عمرم به این دنیایی فانی به نیستی رسیدم در اوج هستی من اینجا میان دلای شکسته غمی تو سینه دارم گلو را به بغضی ستادم همیشه که از پس روز شبی نهفته ولی در این شب ها دل من آرام و بی صدا خفته
damla
حرفهاي ما هنوز ناتمام... تا نگاه مي کني وقت رفتن است بازهم همان حکايت هميشگي ! پيش از آنکه با خبر شوي لحظه ي عظيمت تو ناگزير مي شود ای دریغ و حسرت همیشگی ... ناگهان چقدر زود دير مي شود!
damla
به سلامتیه این عقیده : محـــکم تر از آنم که برای تنــها نــبودنم ، آنچه را که اســـمش را غــرور گذاشته ام ، برایت بــه زمیـــن بکوبــم .... احـســاس من قیمتــی داشــت ، که تو برای پرداخــت آن فقیــــر بودی...
damla
بسلامتــــی اونایــــی که هیچــــوقــــت سختــــی مــــرد بــــودن رو بــــا راحتــــی نامــــردی عــــوض نمیکنــــن...
damla
مادر يعني به تعداد همه روزهاي گذشته تو، صبوري! مادر يعني به تعداد همه روزهاي آينده تو ،دلواپسي! مادر يعني به تعداد آرامش همه خوابهاي کودکانه تو، بيداري ! مادر يعني بهانه بوسيدن خستگي دستهايي که عمري به پاي باليدن تو چروک شد! مادر يعني بهانه در آغوش کشيدن زني که نوازشگر همه سالهاي دلتنگي تو بود! مادر يعني باز هم بهانه مادر گرفتن….
آفرین مامی :ایول دمت گرم ،،
14 سال و 4 ماه و 5 روز و 6 ساعت و 15 دقيقه قبل توسط موبایل