damla
دل من تنها بود. دل من هرزه نبود. دل من عادت داشت. ... كه بماند یك جا. به كجا؟ معلوم است! به در خانه تو. دل من عادت داشت. كه بماند آنجا. پشت یك پرده تور... كه تو هر روز آن را به كناری بزنی. دل من ساكن دیوار و دری. كه تو هر روز از آن می گذری... دل من ساكن دستان تو بود. دل من گوشه یك باغچه بود. كه تو هر روز به آن می نگری. دل من را دیدی؟ ساکن قلب تو بود.. یادت هست؟
damla
برای تو می نویسم .... برای تویی كه تنهایی هایم پر از یاد توست... برای تویی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست... برای تویی كه احساسم از آن وجود نازنین توست... برای تویی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...
damla
قبل از اینکه دیر بشه دسته مادرتو ببوس...... یه شب که سردم بود به مادرم گفتم هوا که سرد میشه یاد تو میفتم طفلی دلش لرزید دلش دوباره شکست تو زل تابستون توکوچه برف نشست...به سلامتی اونی که بی منت دوسم داره(روزت مبارک مادرم)
damla
وقتی بچه زمین میخورد، مادر گریه میکند؛ وقتی مادر زمین میخورد، بچه میخندد!
damla
مدتهاست مجازی میخندیم ، مجازی شادیم، مجازی عاشق میشیم، مجازی همدیگه رو دلداری میدیم ، امــــــا........... ... واقعی تنهاییم! واقعی درد میکشیم! واقعی از عشقهای مجازی لطمه می بینیم......!!!
damla
به تو می اندیشم تو که از جنس بلور تو که از جنس گل و شاپرکی به تو می اندیشم تو که از جنس خدا تو که از پاکی گل پا ک تری تو که از جنس بهار تو که از جنس طلوع تو که پاینده تر از هر چه غروب به تو می اندیشم که توانایی بخشش داری که ز تنهایی هر قاصدکی با خبری به تو که می دانی آسمان از چه دلش می گیرد از چه دلش غمگین است وچطور یک شب ماه یک شب ، شب می شود مهتابی و چرا ماه همیشه تنهاست و ستاره سرشار و چه پر شرم و حیاست این خورشید و همه می دانند که نه هرگز نتوانند ببینند آن را رو در رو به تو می اندیشم به تو که میدانی آخر این خار کجا می روید آخر این نهر کجا میگیرد آرامش
damla
مثل من هرگز کسی عاشق نبوده
سوختن از عشق را لایق نبوده
از توام بر آتش و خاموشم از تو
تا نگوئی بر وفا صادق نبوده
هر چه میسوزم تو میگوئی کم است
قصه ام ورد تمام عالم است
پس چرا آزردنم را دوست داری
حسرت و غم خوردنم را دوست داری ؟
هر چه را میخواستی از من بدست آورده ای
مرگه ( غرورم ) بس نبود که قصد ( جانم ) کرده ای
منکه دنیا را به پایت ریختم
زندیگیها را به پایت ریختم
من که با خوب و بده تو ساختم
آبرویم را به خاک انداختم
دیگر چه خواهی ؟
من که همچون بت پرستیدم ترا ....
هرکجا رفتم فقط دیدم تورا ....
با تمام گریه ها از دست تو ...
میشکستم بغض و خندیدم تورا ...
پس چرا آزردنم را دوست داری
حسرت و غم خوردنم را دوست داری ؟
damla
آغوش تو مترادف امنیت است آغوش تو ترس های مرا می بلعد لغت نامه ها دروغ می گفتند ... آغوش تو یعنی پایان سر درد ها یعنی آغاز عاشقانه ترین رخوت ها آغوش تو یعنی "من" خوبم! بلند نشوی بروی یکوقت! بغلم کن من از بازگشت بی هوای ترس ها می ترسم!!
damla
لب شیرین چو از خسرو ستاندند به دشـت عاشقی ماتم نشاندند ستیز آغاز با عشق ستم ســـــوز وقاحت را به اعلا حـــــد رساندند شـراب عشق در خمخانه مسـتور غـزالان را زصحــــــــرا هـا رماندند غـزل از قمری وطنازی از گــــــل ســـرور ازقلب شـیدایان ستاندند ســروش از عرش گریان دیده چــون دید كـه از آغـــوش خســــرو جان كشــاندند
damla
مرد باشی* تنها باشی* دلتنگ باشی* آواره ی کوچه و خیابان باشی* وقتی* به اولین زنی* که شبیهِ اوست میرسی* ... نزدیک می**شوی سیگارت را روشن میکنی* بعد پشت دستت را خـــوب داغ میکنی* دا ا ا ا ا ا غ
damla
زمانیکه زنان این شهر مِهرشان را به حراج گذاشتند، مردی در اتاقک روسپیخانهها جا خوش کرد، دلها زندانی کینه شد و خانههای اجدادی مملو از فا.ح.شه.های بکر. پدرها بسترها را به امید مشتری! به دوش کشیدند و مردها رجالههایی بصورت شدند. تا جدایی بیش از عشق ردیفِ شعر شاعران شود.
damla
اسمش "فضای مجازی "است یعنی صورتها را نمی توان اینجا دید اما بسیاری ، سیرتهای واقعی شان را فقط اینجا نشان میدهند... فقط اینجا !!
damla
بیا “خر” هایت را بگیر دیگر توان عبور دادن آن ها را از پل ندارم وقتی می دانم که در آخر مثل همیشه خواهی گفت “ما به درد هم نمی خوریم” .