damla
دستانت حلقه میزنند به دور کمرم... این تنها <پرانتز> دوست داشتنی زندگی من است..
damla
درانتــــظار ِ اجــــازه ی ِ ورود به حـــریم ِ عشــــقت بـــودم دریـــغ.... آنـــچه نصیــــبــم شـــد هــــبوط به دیــــار ِ فـــرامــوش شــــدگان بـــود و بـــس ........
damla
آذربــایـجـــان قـــوم مـن اسـت
حتی اگر تن مرا تکـه تکـه کننـد
زبان من به زبان دیگری تغییر نخواهد کرد
اگر زبان من بمیـرد مـن نـیز خواهـم مـرد
زبــان مــــادری مـن فـنــانـاپـذیـــر اسـت
و بـه زبـان دیگـری تـغییــر نخـواهـد کــرد
damla
دیگر آن شب گرد سابق نیستم .........................یا که آن مجنون عاشق نیستم ..........با خیالاتی که دارم دل خوشم .........من به دنبال حقایق نیستم .......غرق دریای دل خود کن مرا ...........تا که من دنبال قایق نیستم ........اینک از من هر چه می خواهی بگو
damla
یك نفر دلتنگ است يك نفر مي گريد يك نفر سخت دلش باراني است يك نفر در گلوي خویش بغض خيسي دارد بغض كالي دارد يك نفر طرح وداع مي كشد روي گل سرخ خیال..
damla
چقدر دلم هوایت را می کند حالا که دیگر هوایم را نداری …
damla
کودک درونی که سقطش کردم! مانند جنین بی گناهی بود و حالا،وجدانم انگار جایگزینش شده!
damla
روزی مجنون از میان سجاده مرد نماز گذاری عبور کرد .... مرد گفت هی ! مگر نمیبینی که با معشوق خود راز و نیاز میکنم ؟ مجنون گفت : من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی ؟؟
damla
سرنوشت من بی تو جملۀ بی فاعلی ست که فعلش تعطیل استــــــــــــــــ . . .
damla
رد اشکهایــــــــم و گونه های شخم زده مال مــــن! و زمین حاصلخیـــــزش مال تــــــــــــو . . . !
damla
.تو را .....
خودم
چشم زدم ...
بس که نوشتمت میان شعرهام بی آنکه..
اسفند بچــــــــرخانم میا ن واژه ها..
damla
نسل من نسل دانلود 25 کیلو بیت بر ثانیه ست.. نسل من نسل عشق های بی سر و ته ست... نسل من نسل پایه ششم ابتدائی ه.. نسل من نسل [!] بوک و لایک خوره... نسل من نسل روشنفکری برای دختر همسایه ست... نسل من نسل تک زدن برای اثبات وجوده...
damla
ـبــاور کــن هیــچ ستـــاره ای قبــل از آسمـــان متــولــد نشــده نـــخ بـــادبـــادک نگـــاهــت را پاییــن بیـــاور ...! بـــه مـــن نگــــاه کن مـــن انـــدازه ی همـــین آسمـــــان دوســـتــــت دارم ... و ... شــاید کمــــی بیشتــــر از آن ...
damla
ادم با گذشتی بود ! از من هم گذشت …
damla
آسمون منو تو یه مدته سیاه شده گفتن دوست دارم کم شده کیمیا شده اون غروری که گذاشته بودیمش یه جای دنج اومده باز توی قلب من وتو خدا شده اون حسادت هایی که اول طعم عاشقی رو داشت حالا انگار ارزشش قد یه ادعا شده اون دسا که داده بودیم توی رویامون به هم تقصیر کیه نمی دونم ولی رها شده ما قرار نبود مثل بقیه زندگی کنیم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده گنبد عشق منو تو ضریحاش طلایی بود طلا ها ریخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما که با هم بد نبودیم ما چه تقصیری داری