دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

damla
زن - مجرد
امتیاز: 1587

دنبال‌شدگان

(102 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(295 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

damla
damla

اگر یک سال چهار فصل دارد ، اگر یک سال زمستانی دارد ، تابستانی دارد ! بهار من که گذشت ، همه فصل هایم به رنگ خزان است !

damla
damla

گناهم را نمیدانم، تقاصم را سبکتر کن، مرا این گونه آزردن، خدا را خوش نمی‌آید، مرا از غم رهایم کن، جوابی ده مرا یارا که این سان بودن و مردن، خدا را خوش نمی‌آید، بگو جانا گناهم چیست که اینگونه سزاوارم؟ که هر شب خون دل خوردن خدا را خوش نمی‌آید، دلی پر درد و آه دارم، که آن را غرور من بها دار زیر پا بردن خدا را خوش نمی‌آید...

damla
damla

بوسه اسم است چون عمومی است بوسه فعل است چون هم لازم است هم متعدی بوسه حرف تعجب است چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مهبوت میکند بوسه ضمیر است چون از قید انسان خارج نیست بوسه حرف ربط است چون 2 نفر را به هم متصل میکند

damla
damla

دیگر نمی بینی مرا، من از غریبستان چشمان تو خواهم رفت اینجا مرا تنگ است و سرد و سنگی است، چون گور! هر گز نمی مانم برای لحظه ای پیغامکی چون حمد و سوره، از لب خندانِ غافل از دلم! اینجا مرا له کرده اند شاید که حجم مشتهای خُردشان گردم! اینجا مرا جانیست.......

damla
damla

گم میشوم بی تـــــــو ... در جنگل سکوت و تنهایی... آنگاه که از صدای هو هوی بـــــــاد می هراسم و در آن تاریکی مبهم بی تــــــــــــــو .... فانوسم میشکند ..

damla
damla

اينجا در دنياي من گرگها هم افسردگي مفرط گرفته اند ، ديگر گوسفند نمي درند ، به ني چوپان دل مي سپارند و گريه مي کنند !ا

damla
damla

هر روز ، "دلتنگی" را می بینم ! بَزک کرده ، با پوزخندی از کنارم میگذرد !! و یک مشت نمک بر زخم ِ دلم می پاشد ! حاشا به "معرفتش" ، سراغ ِ ما را هر روز میگیرد !!

damla
damla

چه حسی داره تنهایی ، میونه این همه تن ها چه فرقی می کنه باشی ولی تنهاترین تنها نمی دونم که این دنیا ، چرا از رفتنم شاده نمی دونم که فردا هم ، دلی از من پره یاده؟ گناه من ، هنوزم هست ، میون این تن خاکی خدایا من خودم هستم ،منم اون مجرم و شاکی

damla
damla

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟ دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟ شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌ گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟

damla
damla

این روزها منم و منم و من ... و خدا ... و شادم به وسعت دنیا.... شکر... شکر... شکر..

damla
damla

لحظه های بی تو بودن را لمس می کنم… تنهایی عمیقی خالی دستانم را پر کرده است… تنهای تنها! در جاده ای طولانی و بی مقصد بدون تو یا با تو…نمی دانم…. پوچ می شوم از نبودنت…. نمی توانی باور کنی که چگونه نگاهم از آوازهای خوش تهی شده است و چگونه دلم را با ورق پاره های خاطراتت خوش کرده ام….

damla
damla

من در این تنگنا چه میکنم ... دنیا تو را بیهوده میبینم

damla
damla

اگر توانستی (( نفهمی)) می توانی خوشبخت باشی !

damla
damla

مــــن و تـــو ای همــه خـــوب! مـــن و تــــو ای همــه نـــــاز! کـــه چکـــد از نـــگهم بــــر نــگهت مـــوج نیـــاز همچـــو دو عقـــــربــه (گـاه شمـاری) هستیم روز و شب در پی هم در تک و تــاز پـــایمـــان بستـــــــــــه بـــه هـــم لــیـــــــک افــسوس، افـــسوس سرمان بر سر یک بــالیـن نـیست بستـر سینـه ام از پیکـر مـهتابـی تــو سخــــت خـــالـــی مـــانـــــدســـــت دست ایـن (گــاه شمــار) روی انگشـتری آغـــوشــم پیکــــر هــمچو بــرلیــان تــــــو را ننشـــانـده اســـت مــــن و تــــو ای همــــه عـــشق! هـــمچو دو عــقربــه یــک ساعــت پـــایـــمـــان بستــــه بهــــم لیــک یکــشب سرمــان بــر سر یــک بــالــین نــیست وه چــه لــذت بــخش است ظــهر ایـــن (گــاه شمــار) بـــــا همــه تـــاب و تبـش و از آن زیبـاتـــــر حـــالت نیمـــه شبش!

damla
damla

مي بويم گيسوانت را ، تا فرشته ها حسودي كنند ! شانه ميزنم موهايت را ، تا حوري ها سرك بكشند از بهشت ، براي ِ تماشا... شعر مي گويم براي ِ تو ، تا كلمات كِيف كنند.. مست شوند.. بميرند ...