دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

damla
زن - مجرد
امتیاز: 1587

دنبال‌شدگان

(102 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(295 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

damla
damla

تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟ تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟ نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟

damla
damla

کاش بودي و ميديدي ذره ذره جون سپردم دوريت برام يه سمه سمه قطره قطره هي ميمردم کاش بودي و نميذاشتي منو از من بگيرن کاش بودي نميذاشتي گلاي باغچه بميرن آرزومه که يه روزي توي کلبمون منو تو پاي دل همديگه پير شيم فقط و فقط من و تو آرزومه هر دو مون با هم سقف کلبمون رو بسازيم زير سقف آرزوها به همه مردم بنازيم کاش ميشد منو بفهمي درد پنهونم بدوني حرف عمري خستگيمو از توي چشام بخوني

damla
damla

خیلی ممنون اینقدر آسون منو داغون کردی واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی منو به محبت دو روزه مهمون کردی من حواسم به تو بوده تو دلت سر به هوا با همین سر به هواییت منو ویرون کردی

damla
damla

قانون تو تنهايي من است و تنهايي من قانون عشق و عشق ارمغان دلدادگيست و اين سرنوشت سادگيست چه قانون عجيبي چه ارمغان نجيبي و چه سرنوشت تلخ و غريبي که هر بار ستاره هاي زندگي ات را با دستهاي خود راهي آسمان پر ستاره اميد کني وخود در تنهايي وسکوت با چشمهايي خيس از غرور پيوند ستاره ها را به نظاره بنشيني و خموش و بي صدا به شادي ستاره هاي از تو گشته جدا دل خوش کني وباز هم تو بماني وتنهايي و دوري و باز هم تو بماني و يک عمر صبوري .......!

damla
damla

دوست داشتن کسی که شما رو دوست نداره مثل بغل کردن کاکتوس می مونه … هرچی محکم تر بغل کنی بیشتر آسیب میبینی …

damla
damla

زیاد خوب نباش … زیاد دم دست هم نباش … زیاد که خوب باشی دل آدم ها را می زنی … آدم ها این روزها عجیب به خوبی ، به شیرینی ، آلرژی پیدا کرده اند … زیاد که باشی ، زیادی می شوی …

damla
damla

می دانی..؟ آدم های ساده.. ساده هم عاشق می شوند.. ساده صبوری می کنند.. ساده عشق می وَرزَند.. ساده می مانند.. اما سَخت دِل می کنند.. آن وقت که دل ِ می کنند.. جان می دَهند.. سخت میشکنند.. سخت فراموش میکنند.. آدم های ساده…

damla
damla

چه زیبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذیرفتی! چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم ! چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی ! چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد! چه بیرحمانه! من سوختم

damla
damla

در فنجان خالی میشوم شبیه عابران خسته مرا قورت میدهی و من راه قلبت را پیش میگیرم در قهوه ای که به رگهایت جاری است!

damla
damla

میخــــــواهم عوض شوم! چرا بایـــــد دلتنگ آغوشت باشم؟ میخـــــــواهم تو دلتـــــنگ آغوشَـــم باشــــی! میخـــواهم آن سیــــبِ قرمزِ بالـــای درخــــــت باشـــــَم در دورتـــــرین نُـــقطه دقت کن!!! رسیدن بـــــه مَــــن آسان نیـــــست اگر هِـــمـَتـَش را نـَـــداری آسیــــبی به درخت نــــزن بـــــه همان سیــــب هایـــــ کِرم خورده ی روی زمــــــین قانـــــــــــــع بــاش

damla
damla

@همشادبیا آخرين شاهكارت را بيبين مجسمـه اي با چـشمانی باز خيره به دور دست شايد شرق شايد غرب مبهوت يك شكست، مغلوب يك اتفاق مصلوب يك عشق، مفعول يك تاوان خرده هايش را باد دارد مي برد و او فقط خاطراتش را محكم بغل گرفته... بيا آخرين شاهكارت را بيبين مجسمه اي ساخته اي به نام «من»

این ارسال را بازنشر کرده است.
damla
damla

ای ستاره ها مگر شما هم آگهید از دو رو یی و جفای مردمان خاک کاین چنین به قلب آسمان نهان شدید ای ستهاره ها ستاره های خوب و پاک من که پشت پا زدم به هر چه هست و نیست تا که کام او ز عشق خود روا کنم لعنت خدا به من اگر به جز جفا زین سپس به عاشقان با وفا بکنم ای ستاره ها که همچون قطره های اشک سر به دام نسیاه شب نهاده اید ای ستاره ها کز آن جهان جاودان روزنی به سوی این جهان گشاده اید رفته است و مهرش از دلم نمی رود ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست ؟ ای ستاره ها ستاره ها ستاره ها پس دیار عاشقان جاودان کجاست ؟

damla
damla

ای ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته اید ای ستاره ها که از ورای ابر ها بر جهان ما نظاره گرنشسته اید اری این منم که در دل سکوت شب نامه های عا شقا نه پاره می کنم ای ستاره ها اگر به من مدد کنید دامن از غمش پر از ستاره می کنم با دلی که بویی از وفا نبرده است جور بیکرانه و بهانه خوشتر است در کنار این مصاحبان خودسند ناز و عشوه های زیرکانه خوش تر است ای ستاره ها چه شد که در نگاه من دیگرآن نشاط و نغمه و ترانه مرد ای ستاره ها چه شد شد که بر لبان او آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد جام باده سرزنگون و بسترم تهی سر نهادم بروی نامه های او سر نهاده ام که در میان این سطور جستجو کنم نشانی از وفای او

damla
damla

اگه بگن یه روز واسه زندگی کردن فرصت دارین اگه اعلام کنن دنیاداره تموم میشه تمام خطوط تلفن اشغال میشه واسه دوستت دارم گفتن ها یعنی در آخرین لحظات تازه به اون کسی که واقعا دوستش داریم ابراز علاقه میکنیم

damla
damla

چه بیهوده انکار می کنم تو را خودم را ! دست هایت که مردن را منتظر می گذاشت و انگشتانم را به سراشیب سینه ات می کشاند! حالا چه طور بمانم؟ از هر طرف می آیم برگشته ای! و آن قدر از تو دورم که خواستن از توانستن! قرار نبود این باشم اما گذشته زخم وفاداریست با خارشی مدام! چه بیهوده انکار می کنم خودم را تو را تنهایی را !