دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

damla
زن - مجرد
امتیاز: 1587

دنبال‌شدگان

(102 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(295 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

damla
damla

واسه‌ت چند تا شمع روی میز روشنه.. کنارش یه شاخه رز صورتی یکم اونطرف‌تر منم که میخواد.. تورو داشته باشم به هرقیمتی … پس پنجره فصل پائیزیه.. داره دست تکون میده ابرسیاه هوا سردو غمگین و بارونیه.. درست مثل من توی این لحظه‌ها … نمیدونی دلتنگی خیلی بده.. نمیخوام ازت دوربشم بیش ازین بیا بگذر از این همه فاصله.. بیا ساعتی پیش قلبم بشین … کنارم بشین با تو حالم خوشه.. بذار عطر تو باشه تو این فضا بذار اون رز صورتی تازه شه.. بذار که جدایی بشه روسیا

damla
damla

یا تو زیباتر شدی یا چشام بارونیه .. این قفس بازه ولی قلب من زندونیه من پشیمون می‌کنم جاده رو از رفتنت .. تو نباشی می‌پره عطرتم از پیرهنت … میخوام آروم شم تو نمیذاری .. هر دو بی رحمن عشق و بیزاری همه دنیامو زیر و رو کردم .. تو رو شاید دیر آرزو کردم … قدمای آخرو آهسته‌تر بردار .. واسه من کابوسه فکر آخرین دیدار بغض این آهنگ مارو تا کجاها برد .. شایدم تقدیرمو امشب به رحم آورد … به تلافی اون همه تلخی گله‌هاتم طعم عسل شد غم معصومانه‌ی چشمات به تبسم تازه بدل شد می‌شه با من هزار و یک سال به بهانه قصه بمونی همه مرثیه‌های سکوتم به بهار تو باغ غزل شد

damla
damla

من به اندازه‌ی تقدیر توام .. که به دست روشنت دل بسته آسمون دل گرفته با منه .. گریه انگار که به من پیوسته … حس خوب داشتنت همرامه .. این به من گرمی بودن میده من به این دلهره عادت دارم .. این تویی داره امونم میده … تو تموم عاشقانه‌ی منی .. که به هر جهت پر از احساسی تو با دستای قشنگت داری .. پل رویا رو برام میسازی … من بدون تو یعنی یک مرداب .. می‌رسم به تیرگی یک خواب بگو این تاریکی‌ها با ما نیست .. در میاد از پشت ابرا مهتاب …

damla
damla

چه تلخ محاکمه میشوند پائیز و زمستان که برای جان دادن به درخت جان میدهند وچه ناعادلانه کمی انطرفتر همه چیز به اسم بهار تمام میشود.

این ارسال را بازنشر کرده است.
damla
damla

سخت ترین دو راهی: دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است. گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی. و گاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی

damla
damla

سخت ترین دو راهی: دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است. گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی. و گاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی

damla
damla

از ظهر تا دم غروب طول کشید دشتی را شخم زدم تا دفنش کنم بد عادت شده بود جلوتر از من راه می رفت تا زودتر به تو برسد سایه ام را می گویم که خواب دیده بود تو به دیدارش آمده ای ....

damla
damla

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه وقت از تو خوندنه ستاره ء ترانه هام اسم تو برای من قشنگترين آهنگه بی تو يك پرنده اسير بی پروازم با تو اما ميرسم به قله آوازم اگه تا آخر اين ترانه با من باشي واسه تو سقفی از آهنگ و صدا ميسازم با يك چشمك دوباره منو زنده كن ستاره

damla
damla

به شهر عشق نمی رم بي تو هرگز نشم عاشق نمی رم بي تو هرگز غروب بی كسی ها مونسم شد ببين بی تو چه پيرم ، بي تو هر گز نياي روزی كه رو لب باشه آهی نه عشق باشه نه از من يه نگاهی نيای روزی ببينی از غم تو نمونده بر سرم موی سياهی ، موی سياهی ميدونم كه تو عاشق پرستی به رو من چرا درها رو بستی نميگيری سراغی از دل من چرا كوه اميدم رو شكستی نه يه لبخند ، نه حرفی تازه دارم تو رفتی ، جز خدا چيزی ندارم نياد روزی ببينم بي قرارم به راهی پر ز غم عزم ديارم

damla
damla

داشتم یک دل و آن هم به تو کردم تقدیم بیش از این از من مسکین چه تمنا داری غریبونه شکستم من اینجا تک و تنها دل خسته ترینم در این گوشه دنیا ای بی خبر از عشق نداری خبر از من روزی تو می آیی نمانده اثر از من توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقت نوبت ماست آسمون جایی نداره؟؟ بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد

damla
damla

بوسه هايت ، جنس باران لبانت به از صد چشمه ساران به دو چشمانت رشک ورزد ماه تابان و گيسوانت بسانِ رودي بي پايان ، مرا تا بيکرانِ جنون رهنمون خواهند ساخت ! چه سخاوتمندانه است اينک شکوهِ حضورت ، در آغوشم با گرماي وجودت اي طلوع جاودان آب کن

damla
damla

تو را دوست دارم و وقتی تو نیستی غمگینم و به آسمان آبی بالای سرت و اخترانی که تو را میبینند رشک میبرم تو را دوست دارم وآنچه میکنی درنظرم بی همتا جلوه می کند و بارها در تنهایی از خود پرسیده ام چرا آنهائیکه که دوستشان دارم بیشتر شبیه تو هستند تو را دوست دارم اما هنگامی که نیستی از هر صدایی بیزارم حتی اگرصدای آنانی باشد که دوستشان دارم زیرا صدای آنها طنین آهنگین صدایت را در گوشم می شکند می دانم که دوستت دارم اما افسوس که دیگران دل ساده ام را کمتر باور می کنند و چه بسا به هنگام گذر می بینم به من میخندند زیرا آشکارا می نگرند نگاهم به دنبال توست

damla
damla

می خروشد دریا هیچکس نیست به ساحل پیدا لکه ای نیست به دریا تاریک که شود قایق اگر آید نزدیک . مانده بر ساحل قایقی، ریخته بر سر او، پیکرش را ز رهی نا روشن برده در تلخی ادراک فرو . هیچکس نیست که آید از راه و به آب افکندش . و در این وقت که هر کوهه آب حرف با گوش نهان می زندش، موجی آشفته فرا می رسد از راه که گوید با ما قصه یک شب طوفانی را .

damla
damla

توی صحنه غریب زندگی هممون در نقش یک بازیگریم با همین تو بازی های روزگار از درون هم ولی بی خبریم زندگی تولد یه خاطرست انگاری شروع یک نمایشه کاشکی از دنیای این خاطره ها سهم ما تموم خوبی ها با شه بهتره به قلبامون دروغ نگیم زندگی هر طور که باشه می گذره منو تو مسافریم تو این روزا مثل خورشید تو نگاه پنجره همون پشت نقاب صورتک همیشه از صبح تا شب قایم می شیم واسه پنهون کردن گریه هامون روی قلب و روحمون خط می کشیم اگه باز از روزگار دلت گرفت لحظه ها ثانیه ها ابری شدنبیا با من بیا بامن

damla
damla

زندگي ، عشق ، گذر كردن از اين روزاي سرد مردن خاطره هاي تلخ ديروز و به جاش يه عالمه لحظه گرم همه يه بهونه قشنگ مي خواد تو، آره اون بهونه اي ، اون بهونه قشنگ واسه گم كردن هر چي خاطره است كه تو ذهن خاكي يه آدم خسته ازعشق ، شده آخر يه رنج تو ، آره اون بهونه اي يه بهونه واسه فرار از عشقي نه سياه و نه سپيد يه بهونه واسه بودن ، نبودن ، واسه مردن و خلا واسه پيدا كردن يه لحظه گرم توي اين زندگي سرد واسه موندن توي اين حس قشنگ تو ، آره اون بهونه اي اون بهونه قشنگ