دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

damla
زن - مجرد
امتیاز: 1587

دنبال‌شدگان

(102 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(295 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

damla
damla

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا ز خوب رویان این کار کم تر آید گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم گفتا که شبروست او از راه دیگر آید گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد گفتا خنک نسیمی کز بوی دلبر آید گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت گفتا تو بندگی کن کاو بنده پرور آید گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد گفتا خموش«حافظ»کاین غصه هم سرآید

damla
damla

هرشب به اين دل می گويم : بيهوده به اين جاده بی سوار چشم مدوز....اوکه رفته برنمی گردد ! هرروز تقويم روی ديوارراخط ميزنم. ۱/۲/۳.... امروزحتی دگربرای تقويم ديوارهم تکراری شده ام. بازهم نميخواهی بيايی. نميدانم چرا ولی هميشه آنقدربه جاده ای که ازآن رفتی چشم ميدوزم که حتی طلوع وغروب خورشيدهم برايم بی معنی می شود. کاش يک روز بيايی وبگويی دوستم داری !!!!!!!!!!!!!

damla
damla

دلم برای تنهایی میسوزد چرا هیچکس او را دوست ندارد مگر او چه گناهی کرده که تنها شده جرم تنهایی چیست که هیچ کس او را نه می خواهد؟دیشب تنهایی از اتاقم دنبالش دویدم ولی او رفته بود تنهای تنها نیمه شب او را مرده کنار حوضه خانه پیدا کردم از گریه چشمانم قرمز شده بود برایش گریستم آخر او از تنهایی مرده بود تنهایی مرد و من تنهاتر شدم....

damla
damla

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

damla
damla

من گريه نخواهم کرد... من اشک نخواهم ریخت... من خسته نخواهم شد... افسرده نخواهم شد... فريادزنم، فرياد: من عشق نمی خواهم، معشوق نمی خواهم... می خندم و می رقصم فرياد زنم , فرياد : اينگونه خزانم را در عشق نهان کردم من درد جدا بودن، بر گور عيان کردم افسوس نخواهم خورد ، افسانه نمی بافم بر شانه هر بادی ، کاشانه نمی سازم من زشت نمی گويم,بر چهره معشوقم او خوب و وفادار است ، من خسته و رنجورم امروز چنان ديروزافسوس نخواهم خورد من یاد گرفتم عشق بيگانه نمی داند ليکن به دل شادم سرمشق کنم امروز : دنيای خودم گرم است من دوست نمی خواهم!!!

damla
damla

می دونم باور نداری که هنوز چشام به راهه تو چه میدونی که قلبم سوخته یه دنیاآهه؟ من به یاد تومی مونم ازتوسرشاره دقایق این یه رسمه که همیشه خیسه گونه های عاشق چی می گم؟چی می نویسم؟توکه نیستی تابخونی می دونم خواب وخیاله که میای پیشم می مونی

damla
damla

مجنونــــم و مستم به پای تو نشستم آخر ز بدیهات بیچــــــاره شکســتم مجنونــم و دستم به دامان تو بستــــم هــشیار شدم آخر از دام تو جستـــم

damla
damla

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد .

damla
damla

به من تا کیستی؟مهری؟بگو ماهی؟بگو خوابی؟خیالی؟چیستی؟اشکی؟بگو آهی؟بگو راندم چو ازمهرت سخن گفتی بسوز و دم مزن دیگر بگو از جان من٬ جانا چه می خواهی؟بگو... من عاشق تنهاییم٬سر گشته شیداییم٬دیوانه رسوائی ام تو هر چه می خواهی بگو...

damla
damla

بسوزان بسوزان بسوزان شعرهایم را بسوزان! خاطرات عمر شیرین مرا یادبود عشق دیرین مرا٬ در سکوت بی سرانجام بیابان٬ آتشی از استخوانم بر فروزان! در میان بوته های خشک بی جان در غبار آسمان گرد بیابان٬ بسوزان بسوزان ٬شعرهایم را بسوزان برک برک خاطراتم را بسوزان! تا نماند قصه ای از آشنایی٬ تا شود خاموش فریاد جدایی. تا نماند دیگر از من یادگاری در خزانی یا بهاری٬ بسوزان بسوزان٬شعرهایم را بسوزان برگ برگ خاطراتم را بسوزان.

damla
damla

به دنبال گلی هستم که به تو تقدیم کنم حیران بودم که چه به تو تقدیم نمایم از طبیب عاشقان پرسیدم که به دوستم چه تقدیم کنم گفت اگر واقعی او را می خواهی یاورش باش اگر محبت او را مد خواهیرهایش نکن وبا او باش بهترین هدیه به یاورت این است که جانت را نثارش کنی دوست داشتن زیباست!نه برای یک لحظه بلکه برای همیشه نمی خواهم عاشقانه چون عاشق قنیستم نمی خواهم عارفانه بنویسم چون عارف نیستم می خواهم حقیقت بنویسم چون دوستت دارم.

damla
damla

نمیشه یه شب به خاطر نبودنت گریه کنم نمیشه یه شب به یاد خنده هات خسته و افسرده نشم می شه هرشب برای شنیدن صدات یه وجب ازت دوربشم می شه هرشب که تو هرشب کنارمی لحظه ها رو دنبال کنم می شه یاد هر شب و هرشب تا صحر خدا رو صدا کنم نمی شه با هم کنار هم یه شب و تا صحر بدون اخم گذر کنم می خوام از سکوت بی وقفه تو تو غبار لحظه هام بشینم و حرف بزنم می خوام از روی جنازه های دل سوخته آدمای شهر کوچ کنم

damla
damla

ميدوزم شادي را به غم زياد را به كم درخت را به ريشه گاهي را به هميشه ستاره را به آسمان زمين را به كهكشان كهنه را به نو و . . . خودم را به خودت...

damla
damla

می مانی و شبها پرستاره میشود می آیی و زندگی عاشقانه میشود میباری و همه جا تازه میشود می تابی و دلم بیشتر عاشقت میشود با تو بودن تکرار میشود این تکرارها باز هم تکرار میشود و دنیا که تو باشی از آن میشود تو هستی و دلم به تو خوش است تو می مانی همین برایم کا[!]ت آسمان چشمانم همیشه به رنگ آبیست میخواهمت ، میخواهمت ای تمام بود و نبودم تو کجا بودی لحظه هایی که در پی تو بودم تو کجا بودی لحظه ای که در آرزوی داشتن یکی مثل تو بودم میخواهمت تا ابد ، این احساسم همیشه در دلت بماند! نیامده ام که بی وفا باشم ، آمده ام که با تمام وجودم عاشقت باشم همانگونه که اینک دیوانه ات هستم ، مثل این است که عمریست گرفتار تو هستم می مانی و شبها پر ستاره میشود ، می آیی و زندگی ام از این رو به آن رو میشود

damla
damla

قسم به لیلی و مجنون دوستت دارم قسم به پرواز ابر دوستت دارم قسم به خورشید زرد دوستت دارم قسم به موج دریا دوستت دارم قسم به عشق زیبا دوستت دارم قسم به خون رگ ها دوستت دارم قسم به رنگ برگ ها دوستت دارم قسم به گرمی روز دوستت دارم قسم به شب خاموش دوستت دارم قسم به شب سیاه دوستت دارم قسم به سفیدی دل ها دوستت دارم قسم به جون عاشقا دوستت دارم قسم به جون ماهی ها دوستت دارم قسم به گلهای زیبا دوستت دارم قسم به عشقمون قسم دوستت دارم