كامياب
شب که می شود فشرده می شوم در خیال تو تا تمام شوم از " بودن "!
كامياب
قانون دنیا این است پنهان کردن محبت و خط کشیدن روی ارزشها باورنمیکنیم گاهی با حرفی نه خیلی سخت دل نازکی بشکند آبروی کسی بریزد چقدر این دنیا عجیب است
كامياب
نگاه خسته ی من زبان تن من است هیچ گاه به زبانم گوش فرا ندادی
كامياب
اشک هایم را برای چشمانم می نویسم ، چشمم می خواندش و دلم گوش می دهد و قدری آرام می گیرم ، پس هنوز هم چاره ای هست که دوری ات را تحمل کنم ، تا اشکی هم نباشد خدا بزرگ است
كامياب
قصه من و تو از کجا شروع شد.؟ از روز دلدادگی دو مرغ عاشق از روز وصال ماه و مهتاب از با هم بودن من و تو .... قصه ها خوب و بد می گذرند آنچه می ماند بجا آخر قصه ماست بیا عاشقانه با هم بمانیم تا قصه ایی ماندگار در یادها شویم.
كامياب
گلستان کن شعله های نا امیدی ام را با نیم نگاهی تا ابراهیمانه از آن بگذرم که در آتشم این روزها از سردی َت ...
كامياب
در فراقت آهنگ قلبم در غم است / بی صدا می خندم اما روزگارم درهم است . . .
كامياب
من بودم تو و یک عالمه حرف... و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد...
كامياب
هیچ نخورده ام ! باور کن! جز یه جرعه خاطره! اما هنوز در گلویم مانده!
كامياب
خودم را ببرم، خاطراتم را ببرم، حرف های مانده پشت سرم را ببرم، اشک های ریخته ام را چه کنم.....؟
كامياب
می پوسم در این تاریکی و اشک اگر باز بر من نتابی....
كامياب
ن روزها، صدای ِ تو در گوشم می پیچید و خوابم می کرد؛ این شب ها، صدای ِ تو در دلم می پیچد و بیدارم می کند .......... ..... ...
كامياب
این روزها زیاد میخوابم ... خیلی زیاد و تمام نیستیهای تو در خوابهایم هست میشوند تو به معنای واقعی کلمه رویای منی رویای من !!!