دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

امشب میخوام یه خورده تو زندگیم تغییر ایجاد کنم: بشینم رو تلویزیون و کاناپه رو تماشا کنم.

كامياب
كامياب

باران و تگرگ را به چشمم دیدم / افتادن برگ را به چشمم دیدم / در واهمه ی نبودن و بودن تو / من سختی مرگ را به چشمم دیدم . . .

كامياب
كامياب

کاش در بستر تنهایی تو پیکرم شمع گنه می افروخت ریشه ی زهد تو و حسرت من زین گنهکاری شیرین می سوخت

كامياب
كامياب

دستم از همه جا کوتاه است، زندانی شده ام این گوشه دنیا ، دور از تو. تو دنیای من هستی ، خودت را از من دریغ نکن. بگو حرف هایی را که نگفتنش آزارت می دهد. غم هایت را بگو. نفرت هایت را بر سر من خالی کن. این تنها دلخوشی من است....

كامياب
كامياب

چیزی شبیه این حرف ها....بی چاره من... بس که خراب می شوی روی احساسم کمرم خم مانده است...قامتم بی خود نیست که کوچک شده است...بس که مجبورش میکنم ساده شود ،‌آنقدر که از سادگی ناچار شود.....کمی مانده تا هیچ شود...کمی تا نا امید شود...

كامياب
كامياب

آدم که شوی.... حوا نمی شوم!!!!! دل از دنیای انسانیت می کنم و سیب سرخی می شوم و گولت می زنم!

كامياب
كامياب

روزی یک بار من و روزی هزار بار تو.....اینها قبول...حق من است اصلا قبول......روزی هزار بار تو قبول...روزی همیشه تو قبول...روزی سحر تو ،‌شام تو ،‌اینها قبول..اما قرار این نبود...بیچاره من....روزی یک بار هم من....

كامياب
كامياب

شکوه های من بی صداتر از قلمی ست که با من می رقصد زندگی را درون رگ و پوستم تلقین می کنم ، نفس که نه ، شماره می کنم آمدن مرگ را دستانم را می گشایم ، در آغوش میگیرم خود را آه ، زمان درازیست که خود را دوست نداشته ام باور کنید باورهایم را دفن کرده ام . برای آمرزششان دعا کنید .

كامياب
كامياب

خالی ام ز هر چه پر کند مرا ز هیچ ای سکون بی زمان، امان خالی ام ز خویش سایه های آسمان به روی بستر تنم می برد مرا به بیکران و میل رفتن از حضور می برد مرا ز دیگران تو مرا رها به خویش خوانده ای مرا ز من رهانده ای با توام گسسته از زمان نیمه ماند این لغات گنگ من سکوت می کنم مرا بخوان...

كامياب
كامياب

دور از چشم ِ تو عرق كرده‌ام داغي ِ بهشت را و لرزيده‌ام از سردي جهنم حالا ديگر باز مي‌كني دو چشم ِ قشنگت را ؟

كامياب
كامياب

این شعر یک جا سیگاری است که مرا در آن خاموش کرده اند. این هم خاکسترش کمی رنگ خون دارد یک نفر مرا چون سیگاری بر لب گذاشته تا آخرین ذره دود کرده است...

كامياب
كامياب

- می‌دونی ؟ - نه - خوش به حالت

كامياب
كامياب

وقتی که ازدوری توتموم میشه تحملم.دردلم دادمیزنم خیلی دوست دارم گلم

كامياب
كامياب

کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنی وقتی دل مرا شکستی ، یکبار بر میگشتی فقط نیم نگاهی میکردی . . .

كامياب
كامياب

@aynor میدونستی همه ی زندگیم توو چشمای تو خلاصه میشه پلک نزن نفس کم میارم فقط بر بر نگام کن