كامياب
امشب میخوام یه خورده تو زندگیم تغییر ایجاد کنم: بشینم رو تلویزیون و کاناپه رو تماشا کنم.
كامياب
باران و تگرگ را به چشمم دیدم / افتادن برگ را به چشمم دیدم / در واهمه ی نبودن و بودن تو / من سختی مرگ را به چشمم دیدم . . .
كامياب
کاش در بستر تنهایی تو پیکرم شمع گنه می افروخت ریشه ی زهد تو و حسرت من زین گنهکاری شیرین می سوخت
كامياب
دستم از همه جا کوتاه است، زندانی شده ام این گوشه دنیا ، دور از تو. تو دنیای من هستی ، خودت را از من دریغ نکن. بگو حرف هایی را که نگفتنش آزارت می دهد. غم هایت را بگو. نفرت هایت را بر سر من خالی کن. این تنها دلخوشی من است....
كامياب
چیزی شبیه این حرف ها....بی چاره من... بس که خراب می شوی روی احساسم کمرم خم مانده است...قامتم بی خود نیست که کوچک شده است...بس که مجبورش میکنم ساده شود ،آنقدر که از سادگی ناچار شود.....کمی مانده تا هیچ شود...کمی تا نا امید شود...
كامياب
آدم که شوی.... حوا نمی شوم!!!!! دل از دنیای انسانیت می کنم و سیب سرخی می شوم و گولت می زنم!
كامياب
روزی یک بار من و روزی هزار بار تو.....اینها قبول...حق من است اصلا قبول......روزی هزار بار تو قبول...روزی همیشه تو قبول...روزی سحر تو ،شام تو ،اینها قبول..اما قرار این نبود...بیچاره من....روزی یک بار هم من....
كامياب
شکوه های من بی صداتر از قلمی ست که با من می رقصد زندگی را درون رگ و پوستم تلقین می کنم ، نفس که نه ، شماره می کنم آمدن مرگ را دستانم را می گشایم ، در آغوش میگیرم خود را آه ، زمان درازیست که خود را دوست نداشته ام باور کنید باورهایم را دفن کرده ام . برای آمرزششان دعا کنید .
كامياب
خالی ام ز هر چه پر کند مرا ز هیچ ای سکون بی زمان، امان خالی ام ز خویش سایه های آسمان به روی بستر تنم می برد مرا به بیکران و میل رفتن از حضور می برد مرا ز دیگران تو مرا رها به خویش خوانده ای مرا ز من رهانده ای با توام گسسته از زمان نیمه ماند این لغات گنگ من سکوت می کنم مرا بخوان...
كامياب
دور از چشم ِ تو عرق كردهام داغي ِ بهشت را و لرزيدهام از سردي جهنم حالا ديگر باز ميكني دو چشم ِ قشنگت را ؟
كامياب
این شعر یک جا سیگاری است که مرا در آن خاموش کرده اند. این هم خاکسترش کمی رنگ خون دارد یک نفر مرا چون سیگاری بر لب گذاشته تا آخرین ذره دود کرده است...
كامياب
- میدونی ؟ - نه - خوش به حالت
كامياب
وقتی که ازدوری توتموم میشه تحملم.دردلم دادمیزنم خیلی دوست دارم گلم
كامياب
کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنی وقتی دل مرا شکستی ، یکبار بر میگشتی فقط نیم نگاهی میکردی . . .