دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مهدیس

چیزی نیست .. ! درباره »
مهدیس
زن - مجرد
امتیاز: 1862

دنبال‌شدگان

(374 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(346 کاربر)

گروه‌ها

(48 گروه)

بازدید

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

منت به خاک راه گذار و قدم بنه ... با گامهای چون پر مرغان ... سبک به راه ... بگذر ز جاده ها ... به سوی کلبه ام بیا...هرگز نیاز نیست که سازی خبر مرا .... بگذار تا که من.... از شوقِ باز آمدنِ ناگهانیت..... پرواز روح را نگرم از حصار تن !

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض ... پادشاهی ، کامران بود از گدایی عار داشت ...

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

از دست عزیزان چه بگویم، گله ای نیست ... گر هم گله ای هست، دگر حوصله ای نیست ...

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

درد را هر چند میخواهم که پنهان دارمش ... سینه میگوید که من تنگ آمدم فـــــریاد کن! ..

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم ... عاشق نمی شوی که ببینی چه میکشم ...

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا تو قدم به چشم من نه ، بنشین کنار جویی ..

مهدیس
مهدیس

اون که نمی خواست بهترین باشه ... فقط می خواست ، باشه !

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

مرا بر نازنینان این نویدست ... که پایان شب غمها سپید است ... مترس از شام تار ، آسوده دل باش ... چراغ روشن فردا امید است...

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

نشاط انگيز و ماتم زايي ، اي عشق ... عجب رسواگر و رسوايي ، اي عشق ...

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

مرا با سوزِجان بگذار و بگذر ... اسیر و ناتوان بگذار و بگذر... چو شمعی سوختم از آتش عشق ...مرا آتش به جان بگذار و بگذر ...

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

تو دوري از برم ، دل در برم نيست... هواي ديگري ، اندر سرم نيست..

مهدیس
مهدیس

مــــــزخرفــــــــــــــــ ... !

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

هرگز نخواستم که بدانم چه می شوم.. یک ذره ، یک غبار ، خاکستری رها شده در پهنه ی جهان... در سینه ی زمین یا اوج کهکشان یا هیچ! هیچ مطلق!

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت ... بازآید و برهاندم از بند ملامت .... خاک ره آن یار سفرکرده بیارید ... تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت...

مهدیس
مهدیس
در مشاعره

تمنای وصالم نیست،عشق من مگیر از من ... به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت ... تحمل گفتی و من هم که کردم سالها اما ... چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت..