مهدیس
رو حسابِ چیزی نذار .... حس می کردم بهت بدهکارم ....
مهدیس
اونی که باید باشه ، نیست ...
مهدیس
یادم نمیره روزایی رو که جزو ... ( سه نقطه ) محسوب می شدم ، هنوزم تو این نقطه ها گیر کردم ...
مهدیس
هر کس به طریقی دل ما می شکند ... بیگانه جدا دوست جدا می شکند .... بیگانه اگر می شکند حرفی نیست ... از دوست بپرسید که چرا می شکند ..
مهدیس
گرگ ها هرگز گریه نمی کنند. اما گاهی چنان عرصه زندگی برای آنان تنگ میشود که بر فراز بلندترین کوه ها میروند و دردناک ترین زوزه ها را میکشند
مهدیس
تا نكني جاي قدم استوار .... پاي منه در طلب هيچ كار ...
مهدیس
دلا بـسوز کـه سوز تو کارها بـکـند ... نياز نيم شـبي دفـع صد بـلا بـکـند ... تو با خداي خود انداز کار و دل خوش دار ... کـه رحـم اگر نکـند مدعي خدا بکـند ...
مهدیس
درنظر بازي ما بي خبران حيرانند ..... من چنينــم كه نمودم دگر ايشان دانند ..... عاقلان نقطه پرگار وجودند ولي .......... عشق داند كه در اين دايره سرگردانند ........
مهدیس
درد عشقی کشیده ام که مپرس.... زهر هجری چشیده ام که مپرس .... گشته ام در جهان و اخر کار ... دلبری برگزیده ام که مپرس ...
مهدیس
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست .... جای چشم ابرو نگیرد چون که او بالاتر است ... گر کسی بر نا کسی بالا نشیند فخر نیست .... روی دریا خس نشیند ، قعر دریا گوهر است ...