دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در روزنوشت

28 خرداد هم اومد؛درسته هیچ وقت این پست رو نمی بینی اما

الهه
الهه

بهم امروز گفت: معلوم ِ تک دختری. اصن اخلاقت تابلوئه. من این شکلی -------- >

آناهیتا
آناهیتا

امروز رو واقعا دوس داشتم.اول که با شوق چند صفحه آلبوم طراحی کردم که بهم یه انرژی خوبی داد.ظهر هم بهم خبردادکه بسته دستش رسیده.قبل کلاس هم رفتم که اونجا هم باز انرژی و حس خوب.و 3تا چوبی هم برای نگین و خانم شهریاری و ستودگان خریدم و شوق و ذوق رو تو چشماشون دیدم.بعد از کلاس هم رو بعد از 8سال به طور اتفاقی دیدم... یعنی من ذوق و شوق از امروز که اینقدر امروز روزی سرشار از انرژی بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥
♥۩۩ Fatemeh ۩۩♥
توسط موبایل در روزنوشت

دارم تست هامو بررسي ميکنم ،خودم بين 1و3 گير کرده بودم ،با چشماي چپولم تو پاسخنامه 2 رو زدم پاسخ صحيح 4

دریـــا
دریـــا

و همچنین یه روشن دل گفت من احمدی نژادی هستم!!!! آیا میخواید درو کنید مدیران شایسته ی!!!!!!!! دولتِ دهم رو!؟؟/ آقایِ روحانی هم گفتن: من ، و از همه ی کسانی که هستند استفاده خواهیم کرد. البتـــــــــــــــــــه اونایی که اومدن و ، مقصر خودشونن ! // پایدار باشی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دریـــا
دریـــا

همینطور به آقایِ روحانی گفتن که :شما رو به ما برگردوندید، تویِ این هشت سال به ما --روزنامه نگار ها-- خیلی سخت گذشت.و ... آیا انجمن روزنامه نگاران رو که سال هاست بسته شد بر میگردونید!؟؟ / ایشون جواب دادند: حتمااااااا اینکار رو میکنم و البته امید رو خوده شما مردم با حضورتون برگردوندید .

دریـــا
دریـــا

شده بودم مثه این خبرنگارا! کلی برگه دستم تند تند همه چیو نوشتم! بماند یادگاری!

دریـــا
دریـــا

و همینطور آقایِ روحانی گفت: 1- نقدینگی در تولید / 2-توافق و تعامل با همسایه هایِ ایران / 3- چرخش اورانیوم نمی ایستد، زمان آن گذشته، راه هایِ بسیار دیگری هست برایِ اعتماد سازی / 4- مردم سوریه خودشون برایِ کشورشون تصمیم میگیرن و کسی حقِ دخالت نداره .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
باران بهاری
باران بهاری

امروز به عنوان ناظر با پرسشگر پروژه به محل پروژه رفتم ...

°o.O پــاک30مــا O.o°
°o.O پــاک30مــا O.o°

اصن هر آدمی بايد یه خواهر کوچيکتر از خودش داشته باشه که این وقت شب از اون اتاق اس‌ام‌اس بزنه «پاشو برو کولرو خاموش کن»

°o.O پــاک30مــا O.o°
°o.O پــاک30مــا O.o°

واسه ناهار گوشت چرخ کرده ها رو قلقلی می کردم و می چيدم تو بشقاب .اولش با دقت و ;; ) شروع کردم به درست کردن قلقلی های کوچيک و يه دست . اما هر چی که پيش میرفت دیدم ، انگار نه انگار ، تمومی نداره : | وسوسه شدم گوله ها رو بزرگ تر و بزرگ تر درست کنم ، کم کم شدن قد يه : )

ashkan_khan
ashkan_khan

عجب ماه باحالیه این خرداد ....دیشب که تو خیابونا جشن بود ......امشب هم بخواطر تولد @دنبالر جشنه

°o.O پــاک30مــا O.o°
°o.O پــاک30مــا O.o°

اوضاع خونه آروم ِ .. از اون آروم ها که همه طفره میرن از برخورد با هم..

گـلـپــری
گـلـپــری

امـروز هـم یـ ِه روز خـوب بـود ، پـیـش دوستـای ِ خـوب

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دریـــا
دریـــا

داشتم میرفتم بیرون که پسرِ کوچولویِ همسایه اومده میگه: خااااله منو ببر با خودت ، مامان میگه دیگه نیست، بریم جشن تویِ خیابون باز! میگمش: عزیزم راست میگه مامان نیست دیگه! میگه: چرا!!!!!!؟؟ --- وقتی میری عروسی ، فردا شبم میری؟ لباشُ ورچیدُ گفت: نه!! // دیدم غصه اش شد، گفتمش برو اون روبانُ بادکنک هایِ که دیشب دستت بودن رو بگیر تویِ خونه با مامان آهنگ شاد بذارید ، جشن بگیرید! / قبول کرد و رفت! / مامانش زنگ زد بهم: خدا خیرت بده! کچلمون کرده بود! /