دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اشعار زیبای فارسی

جزئیات گروه

شناسه 51
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 1138 پست
عضو 291 کاربر
طرفدار 19 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 109
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 189
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 96

کاربران گروه

(287 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اشعار فارسی
شناسه‌: 51 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
آناهیتا

آدم ها می¬آیند زندگی می¬کنند می¬میرند و می¬روند اما فاجعه¬ی زندگی تو آن هنگام آغاز می¬شود که آدمی می¬میرد اما نمی رود می¬ماند و نبودنش در بودن تو چنان ته¬نشین می شود که تو می¬میری در حالی که زنده¬ای و او زنده می¬شود در حالی که مرده است

باران بهاری
یاعباس3.jpg باران بهاری

قصيدۀ نذر

آناهیتا
آناهیتا

با من حرف بزن مثل یک پیراهن نارنجی با روز مثل وقتی که ابر صرف شستن یک سنگ می کند . مثل وقتی که صرف ِ همین شعر می شود با من حرف بزن مثل یک بازی در وسط تابستان و به چیزی فکر نکن..

آناهیتا
آناهیتا

آوازي از كافه اي نزديك دريا ميان كاج ها پرده هاي تور حلقه ي طلا ميان ملافه ها و باران دو فنجان چاي ليمو ترني در دور دست قايقي عريان اسبي در تصوير و باران پالتو ،پيانو آسمان برهنه دسته كليدي كنار گيلاس ها و باران باد ،گستاخ با خيابان ملواني خاموش كنار شب دو صندلي، يك ميز،خزه و باران پاييز ،بستر ،سيگار بشقاب هاي نشسته باد، رودخانه و باران

الهه
الهه

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم /// که در طریقت ما کافریست رنجیدن .

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

دکتـرها می گویند دیدنـت بـرای ناراحتـی قلبـی‎ام خوب است . . .

✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

لبم با لب ِ تو گره می خورد / عجب حسرتی پنجره می خورد

الهه
الهه

گوسفندى زير چاقوى شبانى گريه كرد /// گفت : گرگ تيز دندان از شبان بهتر تر است

الهه
الهه

از من بگیر حالت افسردگیم را /// سر را به باد دادن و سرخوردگیم را

باران بهاری
باران بهاری

زبانـم در دهان باز بسته ست ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سید کمال
سید کمال

دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را / تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را

الهه
الهه

نه اینکه بار غم ات روی شانه سنگین بود /// شکسته ای کمرم را ، قرار ما این بود !؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

دل به چشم تو باختم اما ، با غرور تو ساختم اما /// آه مظلوم دردسر دارد ، سر این یک قلم ، قمار نکن

باران بهاری
رقیه.jpg باران بهاری

تا صدای لبت آمد لبم از خواب پرید ...

باران بهاری
باران بهاری

پژمردگی نرفته هنوز از قنوت هام ؛ شاید قرار نیست بگیرد دعای من / شیرین هم از شنیدنشان ترش می کند ؛ وقتی که نیست شور تو در شعرهای من