سپيدار
لعنت به آن همه خوبي كه توي ذهن آدم جا خوش مي كند. لعنت به آن همه زندگي. به آن همه دلخوشي..... به اين همه دلتنگي ....
سپيدار
روزگار مزخرفي ست. از هيچ راهي باهات راه نمي آيد!
سپيدار
تنهايي ترسناك نيست، تنهايان اما وحشتناك و مخوف اند. خيال كن . روزانه از كنار اينهمه آدم مخوف مي گذري! چه زندگي رعب انگيزي. خدا را شكر كه به هم رحم مي كنيم و آسيبي به هم نمي زنيم.
سپيدار
كمي به من برس! / من از رسيدن تو/ حالم خوب ميشود (كامران رسول زاده)
سپيدار
ديگر نه رمقي براي چنگ زدن دارم نه حوصله اي نه انگيزه اي. دلم نمي خواهد نااميد باشم اما خسته ها آدم هاي ترسناكي مي شوند كم كم! نااميد و ترسناك!
سپيدار
ديگه نميگه: عزيزم. نميگه: دلم برات تنگ شده. هيچي نمي گه.
سپيدار
منم مثل تو مي دونم / تو اين خونه نمي مونم
سپيدار
اينقدر كه هي سرد و گرمم مي كني، ترك مي خورم ها!
سپيدار
چه حال بدیم. چه حال بدیم. منطق من همیشه حال و هوای عاشقانه همه حس هامو خراب می کنه
سپيدار
اگه مطمئن بودم با همه وجودت دوسم داری ... جدا دیگه هیچی از زندگی نمی خواستم. ( همین عشق ما را بس ) حیف که همین هم نیست .
سپيدار
من از همه این زندگی نفرت دارم. از همه ش.
سپيدار
اعتراف می کنم که همه کارایی که من با یکی دیگه کردم، حالا این داره سر خودم میاره.....
سپيدار
درست تو بدترین لحظه ... ببین کی عاشق کی شد .../ ترانه سعید شهروز