سپيدار
همین حالا که اینقدر دلتنگم تو نیستی و من نمی دونم کجا و با کی داری چه غلطی می کنی؟ لعنت
سپيدار
حالا كه به فرداها اميدوارترم... برگرد!!
سپيدار
مطمئنم دوستت ندارما! دلم تنگ ميشه ولي ...
سپيدار
درست وقتي مطمئني راهو درست اومدي يكي انگار از پشت مي زنه به شونه ات و به شك مي اندازدت!
سپيدار
مدارا نكردي با دلواپسي مو ... نديده گرفتي غم بي كسي مو ...
سپيدار
از یک جایی به بعد آدم احساساتش کمرنگ و کمرنگ میشود. دیگر در احساسم روی کسی باز نمی شود. نه اینکه نخواهم. نمی توانم. نمی شود ...
سپيدار
فك كن كليدت فقط يه درو مي تونه باز كنه از شانست همون دري رو باز مي كني كه خاليه!
سپيدار
هيچ وقت نشد درست و حسابي حرف بزنيم ... حتي بار آخر .
سپيدار
كمي بايد نباشم توي زندگي شايد حال و احوالم بهتر شود. چطور مي شود كمي نبود ؟
سپيدار
هي سعي مي كنم فراموش كنم اما تصويرهاي گذشته يكهو از جلوي چشمم رد مي شوند. از جلوي چشمم رد مي شوند اما تا ساعتها توي دلم آشوب مي كنند!
سپيدار
ديگر هيچ يك و نيم شبي اسمس نخواهي داد!
سپيدار
به قول خواننده: چشامو رو هم مي ذارم و .... تو رو به يادم ميارم و ....
منم
13 سال و 3 ماه و 16 روز و 4 ساعت و 2 دقيقه قبلو من
13 سال و 3 ماه و 16 روز و 4 ساعت و 1 دقيقه قبل...
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 8 ساعت و 22 دقيقه قبل