سپيدار
دلتنگم و ..... مغرور! ترکیب مزخرفیه اما چه میشه کرد. اینجوریم دیگه.
سپيدار
بعض وقتا واقعا فکر می کنم دوسم نداره و براش یه سرگرمی ام فقط. اگه اینطور نباشه باید دلش برام تنگ بشه خب! ولی دریغ از یه اس ام اس. یه روز اینقدر سرد یه روز اونقد آتشین .... (؟؟) نمی فهمم
سپيدار
کاش نبودنت اینقدر حالمو بد نمی کرد ...
سپيدار
وقتی بهت اعتماد ندارم نمی تونم دوستت داشته باشم. اما خب ... دلم برات تنگ میشه ...
سپيدار
دلم می خواد دوستم داشته باشی. دلم می خواد بهم بگی که دلت برام تنگ میشه لعنتی
سپيدار
چه دلم سوخت برای خودم. چه ساده می تونم اینقد تنها و بدشانس باشم. حیف حیف
سپيدار
من این دلشوره ها رو دوست دارم
سپيدار
دلم بگيرد يا نگيرد چه فرقي مي كند. تو كه حالم را گرفته اي.
سپيدار
آنقدر توي بودنت مانده بودم كه اينهمه دورشدن را هرگز پيش بيني نكرده بودم!
سپيدار
با هر كسي نمي شود خاطره ساخت... ميفهمي چقدر خاطره چيز مهمي ست؟
سپيدار
كاش يكي را پيدا كنم همين ، بگويد مثلا من 40 سالگي به فكر تغيير شغل افتادم يا رفتم دنبال فلان مهارت ها و مثلا حالا از 50 سالگي ام راضي ام!
سپيدار
يك كليد داشته باشي و هزار در بسته! فك كن به هر دري امتحان كني باز نشه بعد بفهمي اصن كليد مال در نبوده!
سپيدار
گاهي حتي مجبوري دوست داشتن ات را انكار كني ... لعنت بر اين مصلحت انديشي هاي احمقانه.
سپيدار
هر رابطه اي كه تمام مي شود چيزهايي در دنيا جا به جا ميشود. تكه هايي از آدمها با هم تركيب مي شوند و تكه هايي از آدمها جدا مي شوند. تكه هاي دلم پيش تو مانده ...