دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kuzey

یه پسرایی هستن که . . . صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچ... درباره »
Kuzey
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(43 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(142 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Kuzey
Kuzey

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی … دلت بگیره ولی دلگیری نکنی … شاکی بشی ولی شکایت نکنی … گریه کنی اما نزاری اشکات پیدا بشن … خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری … خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی …

Kuzey
Kuzey

به سلامتی سیگارم که میدونم قبل از من ب کسی لب نداده

Kuzey
Kuzey

خدا شونه هامونو واسه این که کوله بار غم هامونو بذاریم روش نیافریده؛ آفریده تا بعضــــــی وقتا بندازیمشون بالا و بگیم بیخیـــــــــــــــــــــ ــــــــــــــال

Kuzey
Kuzey

دیگــه به جایــی رسیــده که اگــه به خــــــدا هم بگیـــم: عاشقتــــــــم میگهــــــ : عزیــزم بهتـــره یه دوستــــــــ معمــــــولی باشیـــــم !

Kuzey
Kuzey

سلامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ م م م م م م م م

Kuzey
Kuzey

نه سه نقطه ایم که یعنی ادامه داریم نه یک نقطه ایم که یعنی تمام شدیم دو نقطه ایم مانده بین زمین و هوا

Kuzey
Kuzey

حـتـی اگـه خـَتـم ِ روزگـار هـَم بـاشی ... در خـَتم ِ خـود حضـور نخـوآهـی داشـت ... !

Kuzey
Kuzey

مـیبـیـنــــم ُ سکــــوتـــــــ میــکنــــم ُ میــــــــــرم !

Kuzey
Kuzey

خنده دار است نه ؟؟ که هی تو مرا دوربزنی و مـــن دلــــــــم را خوش کنم که در محاصـــره ی توام …

Kuzey
Kuzey

راهـ ِ گریــــزی نیـــسـتـــ.... شـاعـــری بـَــد دردی ستـــــ حــرف هـایــَم بـغــض مـی شـَونــد بــغــض هــایــَـم شـعــر شــعــر هـــایــَـم . . .

Kuzey
Kuzey

لبهایت فتوا می دهند به شروع عشقبازی، به تکثیر شیرینِ یک گناه! امشب خدا هم چشم از ما بر نخواهـد داشت... بیا و آرام آرام مرا مرور کن من همیشه در رگ فکر هایت جاری ام خون نیستم از آن مهم تر ام

Kuzey
Kuzey

یه وقــــتایی که دلت گـرفته.. بغض داری.. آروم نـیستی ! دلت بـــراش تـنگ شده.. حـوصله ی هـیـچـکسو نـداری ! به یــاد لحظه ای بیوفت کـه : اون هــمه ی بی قـراری هــایِ تـو رو دیـــد.. امـّـا ؛ چـشمـاشـو بست و رفــت !

Kuzey
Kuzey

نــوشـتــه هــایــم گــریــبـان گــیـرتــــــ مـی شـونـد روزی آنـقـدر کــه بـیـنـشــان ” آه ” کــشـیــدم!

Kuzey
Kuzey

. می گفتند: ” سختی ها نمک زندگــــــی است “ امّا چرا کسی نفهمید که ” نمــــــک “ برای من که خاطراتم زخمی است ، شور نیست ؛ مزه ” درد” می دهد !

Kuzey
Kuzey

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی … دلت بگیره ولی دلگیری نکنی … شاکی بشی ولی شکایت نکنی … گریه کنی اما نزاری اشکات پیدا بشن … خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری … خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی …