دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kuzey

یه پسرایی هستن که . . . صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچ... درباره »
Kuzey
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(43 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(142 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Kuzey
Kuzey

این دلتنگی‌های گاه گاهِ مدام این دل‌شوره‌های بی رحم این بغض‌ها این اشک‌ها این زنده‌گی پر از نا آرامی پر از تشویش … می‌دانم! جایی حوالی تنهایی‌ام زلف‌هایت را در باد رها کرده‌ای و پرسه می‌زنی

Kuzey
Kuzey

شب خوش

Kuzey
Kuzey

تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند… وای سهراب کجایی آخر؟… زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند ! تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند, همه جا سایه ی دیوار زدن ! وای سهراب دلم را کشتند

Kuzey
Kuzey

اگر شبی فانوس نفسهای من خاموش شد ، اگر به حجله آشنایی ، برخوردی و عده ای به تو گفتند ، کبوترت در حسرت پرکشیدن پر پر زد ! تو حرفشان را باور نکن ! تمام این سالها کنارمن بودی ! کنار دلتنگی دفاترم ! درگلدان چینی

Kuzey
Kuzey

چطور بگم که دلتنگ توام،تویی که مونس شب های بی قراریم بودی؟ چطور بگم که باغ دلم به غم نشسته و از دوری تو دلتنگ شده؟ چطور بگم که وجود تو…گرمای صدای دلنشین تو به من آشفته زندگی میبخشه؟ چطور بگم این دل بی طاقت بهونه ی تو رو میگیره؟ چطور بگم که دستانم گرمای دستانت را میخواهد؟ ای تنها ترین ستاره ی زندگی من پشت پنجره ی دل تنگم به انتظار لحظه ی با تو بودن میمانم تا با آمدنت دل بیقرارم را آرام کنی.

Kuzey
l3f5ew95glv7ztdq2478.jpg Kuzey

مادر تنها کسی است که میتوانی تمام فریادهایت را برسرش بکشی و مطمئن باشی که هرگز انتقام نمی گیرد شاخه گل نا قابل به همه ی مادران دنیا

Kuzey
Kuzey

صدای مرا بشنو… من از درون کسی فریاد میزنم که روزی خود را عاشق ترین میدانست ولی اکنون در گوشه ای از دل تنگ دنیا در زیر خروارها خاطره، آرامیده است، من او هستم و او تنها دلی بود که میشناختم…!

Kuzey
Kuzey

ما را از کودکی به جدایی ها عادت داده اند همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند: خوب ها / بدها

Kuzey
63641014592273916347.jpg Kuzey

خیــــلی ســــختـــــــــــــه وقتـــــی نگـــــرانیهــــــــاتـو از،از دســــتـــــ دادن عشقت رو بــه عشقت بگـــــــی و در جوابــــ بشـــــنوی : بـــــاشه اگـــــــه بـاورم نــــداری خــــداحـــــافظ...!!!!!

Kuzey
Kuzey

من براى تنها نبودن آدمهاى زیادى دوروبرم دارم ….. آن چیزى که ندارم کسى براى باهم بودن است…

Kuzey
Kuzey

اگه کسی رو دوس دارین بهش بگین که دوســــش دارین قبل از اینکه کس دیگه اى این کارو بکنه

Kuzey
Kuzey

به آنچه گذشت… آنچه شکست… آنچه ریخت… حسرت نخور زندگی اگر زیبا بود باگریه شروع نمی شد…

Kuzey
7rad.jpg Kuzey

هــــــرگــز بـه گذشته برنگــــــــرد اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش برمیگشــت هیچوقت یک پرنسس نمیشد…

Kuzey
90874755839336092804.jpg Kuzey

میدانی درد چیست ؟؟؟ نگاهت که رفت … نه !!! شاید شانه ای که دیگر وجود ندارد … نه!!!! دل شکسته ام … نه!!! اعتمادی که دیگر وجود ندارد … نه!!!! تنهاییم … نه!!!! نمیدانی . تو نمیدانی که دختر بودن درد است . دختر که باشی رفتن نگاه ها و دست ها سخت میشود. دختر که باشی راحتر میشکنی . دختر که باشی نگاه ها فرق دارند . حتی اگر به تمام دنیا خوب نگاه کنی باز تمام دنیا میتواند به تو بد نگاه کند…. دختر بودن گاهی واقعا یک درد است ….

Kuzey
Kuzey

گاه فکر میکنم به دنبال کدام آرزو قاصدک های احساسم را پرپر کردم؟ و در جستجوی کدام راه همه را بر باد دادم؟ اشک دیده ام را تار میکند و من در هاشورِ شــــــورِ غمگینی این روزها به گلی فکر میکنم که با تازیانه های بی رحمِ بادِ روزگار پر پر شد… بی آنکه دستی گلبرگهایش را میان دفتر خاطراتش نگاه دارد!