دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kuzey

یه پسرایی هستن که . . . صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچ... درباره »
Kuzey
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(43 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(142 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Kuzey
Kuzey

وقتی اشکهایم بر روی زمین ریخت تو هرگز ندیدی که چگونه می گریم . تو دلم را با بی کسی تنها گذاشتی و چشمانم را به انتظار نگاهت گریان گذاشتی

Kuzey
Kuzey

عاشق نشو ؛ یا اگه عاشق میشی عاشق کسی باش ، که تو ساده ترین لباس تورو به همه نشون بده ! و بگه : این دنیای منه … !

Kuzey
Kuzey

نه” رضا”ست… نه “ضامن آهو”… اما هرچه هست؛ خیلی غریب است حال این روزهای من…!!

Kuzey
Kuzey

چه سخت است تشییع عشق روی شانه های فراموشی، وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست تا رهگذری بر بی کسی فاتحه بخواند!

Kuzey
Kuzey

از این پس تنها ادامه میدهم، در زیر باران حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم… میخواهم تنهاییم را به رخ این هوای دو نفره بکشم…..! باران نبار من نه چتر دارم نه یار…

Kuzey
Kuzey

دنیا را بغل گرفتیم… گفتند امن است، هیچ کاری با ما ندارد… خوابمان برد… بیدار که شدیم، دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم!

Kuzey
Kuzey

Kuzey
Kuzey

«روزگار غریبی‌ست نازنین!»..ادامه در

Kuzey
Kuzey

در آن شبی که برای همیشه می رفتی در آن شب پیوند . . . . طنین خنده ی من سقف خانه را برداشت کدام ترس تو را این چنین عجولانه به دام بسته ی تسلیم تن فرو غلتاند؟!

Kuzey
Kuzey

بگذر از من بگذر از من، من و تنها بزار با من بگذر از من، بگذر از دیوونه هایی که گذاشته سر به دامن بگذر از من، که نگاهم دیگه دنبال کسی نیست بگذر از من، همه رفتن از کنارم تو برو اینم غمی نیست من خودم یه کوه غصه ام تو کنایه هاتو کم کن من که از خودم شکستم برو و سایتو کم کن بگذر از تلخی حرفام اگه گنگ و بی دلیلن اگه دست و پا شکستم اگه خسته و علیلم من به انتها رسیدم دیگه امیدی ندارم چیزی از تو من نمی خوام گله از کسی ندارم بگذر از من بگذر از من که منم دلگیرم از من بگذر از این دل زخمی که گذاشته سر به دامن

Kuzey
Kuzey

ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام م م م م م م م م

Kuzey
Kuzey

صف میکشند دلتنگیهای من چون دانه های تسبیح به نخ کشید شده چقدر بکردانم دانه ها ر ا تا تو بیایی ...

Kuzey
Kuzey

دلم تنهاترين دلهاست اينجا كه از دست رفاقت تير خورده دلم با پاي خسته لنگ لنگون تن زخميشو از كوي تو برده قديما مونسو يارش تو بودي ولي حالا دلم تنهاترينه چه خوش بودم به حرفاي دروغت كه عشق تو پناه اخرينه............. هه به قول يكي كه ميگفت: رفتن كسي كه لياقت نداشت بمونه فاجعه نيست نعمته !!!!! رنج تنهايي بهتر از گدايي محبته

Kuzey
Kuzey

مرگ پایان کبوتر نیست مرگ وارونه یک زنجره نیست مرگ در ذهن اقاقی جاری است مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید مرگ با خوشه انگور می آید به دهان مرگ در حنجره سرخ-گلو می خواند مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است مرگ گاهی ریحان می چیند مرگ گاهی ودکا می نوشد گاه در سایه است به ما می نگرد و همه می دانیم ریه های لذت ، پر اکسیژن مرگ است

Kuzey
Kuzey

طفلک آن گل سپیدی که آن روز به خاطر نیامدنت پرپر شد از دل خودم هم بهتر است چیزی نگویم…