دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kuzey

یه پسرایی هستن که . . . صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچ... درباره »
Kuzey
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(43 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(142 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Kuzey
Kuzey

آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر , نه کمتر اگر کمتر از چیزهایی که هستند نگاهشان کنی آنها را شکسته ای ... اگر بیشتر از آن حسابشان کنی , آنها تو را می شکنند... بین این آدم ها , فقط باید عاقلانه زندگی کرد نه عاشقانه ...!!!"

Kuzey
Kuzey

سراب هم که دیدی تظاهر کن که داری ازش آب میخوری و سیراب میشی !!! نزار به دروغش افتخار کنه !!!

Kuzey
Kuzey

لاک غلط گیر را برمی دارم و “تو” را از تمام خاطراتم پاک می کنم … “تــــــــــــو” غلط اضافیِ زندگیم بودی …

Kuzey
Kuzey

ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام م م م م م م م م

Kuzey
Kuzey

عطش دلزده گاهی از ساده ترین حادثه هم دلگیرم گاهی از دوری تو کینه به دل می گیرم گاهی از حوصله خسته به خودم می پیچم گاهی از کثرت بیهودگی حتی هیچم لحظه هایی است که من از تو و خود بیزارم لحظه هایی که به حال دل خود می بارم لحظه هایی است که من گنگم و بی ایمانم در دل غربت هر خاطره جا می مانم با خودم از عطش دلزده ای می گویم راه ترک دل نفرین شده را می جویم از خدا راهِ رهایی ز تو را می خواهم ساده از عمر نگاهم به دلت می کاهم گاهی از ساده ترین حادثه هم دلگیرم از تماشای دل خستۀ خود می میرم لحظه هایی است که من میل رهایی دارم از خودم از تو و از عشق و جنون بیزارم

Kuzey
Kuzey

گفت جبران میکنم، گفتم کدام را؟ عمر رفته را؟ روی شکسته را؟ دل مرده اماتپیده را؟ حالا من هیچ؛ جواب این تار موهای سفید را میدهی؟ نگاهی به سرم کرد و گفت چه پیر شده ای؟ گفتم جبران میکنی؟ گفت کدامش را...

Kuzey
Kuzey

ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام م م م م م م م م به تمام دوستان گلم

Kuzey
Kuzey

شما یادتون نمیاد … یه روزی وقتی ناهارمون مرغ بود میگفتیم : اه بازم مرغ ؟ مرغ شدیم بسکه مرغ خوردیم … .

Kuzey
Kuzey

قطاري سمت خدا ميرفت ، همه مردم سوار شدند ، وقتي به بهشت رسيد همه پياده شدند يادشان رفت مقصد خدا بود نه بهشت

Kuzey
Kuzey

چه بسا کفتارهایی که بر روی جسد شیر رقصیدند، شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند، ولی نمی دانستند شیر ،شیر میماند و کفتار همان کفتار

Kuzey
Kuzey

یک جمله خیلی معروف از همه مادر بزرگها: ایشاالله هر وقت دست به خاک میزنی طلا بشه بچه. الهی چقدر دلم تنگ شد براش روحش شاد.

Kuzey
Kuzey

می خواهم برگردم به روزهای کودکی : آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود… عشــق ، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد… بالاترین نــقطه ى زمین ، شـانه های پـدر بــود… بدتـرین دشمنانم ، خواهر و برادر های خودم بودند… تنــها دردم ، زانو های زخمـی ام بودند… تنـها چیزی که میشکست ، اسباب بـازیهایم بـود… و معنای خداحافـظ ، تا فردا بود…

Kuzey
Kuzey

دختره پست گذاشته : مُردم از تنهایی ... پسره زیرش نوشته : نشونی بده با بچه محلا بیایم خونتون از تنهایی در بیای !!! واقعا این پسرای با معرفت كه به فكره بچه محلاشون هستن رو می بینم بغضم میگیره ... ببخشید اشك نمی زاره مانیتورو ببینم ...

Kuzey
Kuzey

همه مرا به خنده های با صدا می شناسند ، این بالش بیچاره ، به گریه های بی صدا !

Kuzey
Kuzey

اینجا همــــه یا , سنگ میفروشند ! یا , سنگ میزنند ! یا , ســـــــنگ می انـــدازند ! یا , ســــــنگ دل اند ! ... یا نگاهـــــــــشان سنگــــــین ! مانــــده ام با این دل بلورین ایـــــــنجا چه میکنم .... ! ! ! !