دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kuzey

یه پسرایی هستن که . . . صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچ... درباره »
Kuzey
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(43 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(142 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Kuzey
Kuzey

یک روز می آید . . . که رنج ِ زندگی تمام می شود . . . و مادرم به جای من . . . خرما میدهد . . . من و رنج روزی تمام می شویم . . .

Kuzey
Kuzey

وقتی دنیایم را نابود می کردی ، حس خدا را داشتم در دوران هیـتلر !!!

Kuzey
Kuzey

کسی که بیشتر از همه دوسِتـــ داره .... بدونـــ دلیل شایـــد هر روز باهاتـــ دعواشــ بشهــ!! امّا وقتی کهـــ ناراحتی ، با "همه ی دنــیــا" می جـنگه تا به ناراحـتــیت پایانـــ بده...

Kuzey
Kuzey

شده ام سنگ صبور روزگار..... دارد تمام غم هاي ديرينه اش را يك جا به خوردم مي دهد...

Kuzey
پسر.jpg Kuzey

خـــودکشــی این نیست که رگتو بزنی گاهی وقتی احسـاستو می کشی که غرورت نشکنه خودتو کشتی..

Kuzey
Kuzey

یادتـــــ ــ ـ را جا گذاشتــــ ـــ ـی.. نمی خواهم عُــمری به این امید باشَـــ ـــ ـم که برای بُردنَش بر می گردی ..

Kuzey
Kuzey

حس خوبیه ... به خودت میای میبینی ، به کسی که رهات کرده و بدجور بهت ظلم کرده .. دیگه نه نیازی داری.. نه احساسی... ولی اون ... داره از بی تو بودن میمیره ...

Kuzey
اااااا.jpg Kuzey

کانـــدیدا، رأی آورد! تابـــلو، نقاش را ثروتمند کرد! شــــعرِ شاعر، به چند زبان ترجمه شد! کـــارگردان، جایزه ها را درو کرد! و هنوز سر همان چهار راه واکس می زند کـــــــــودکی که همیشه بهترین "ســــــوژه" است!

Kuzey
Kuzey

ســـلامتیـه همـه اونـایی که انقــدر خسـتن که نـه میتونن خیـانت کنـن و نـه حـوصـله دارن دوبــاره عــاشـق بـشن!!!

Kuzey
Kuzey

انسان ، حر[!]ت زده می شود،خوانده می شود ترانه می شود ، به یاد می ماند … گاهی ناله ایست،تنها خاک خوب می فهمدش ….

Kuzey
Kuzey

زن یعنی لبخند در هجوم گریه ها آرامش وقت بی قراری های مدام عاشقانه ای هنگام غروب ، وسط میدان جنگ زن یعنی تفسیر جمله ی " دوستت دارم " یعنی خدا هم زیباست، عجب نقاشی خوبی است یعنی فلسفه ی آفرینش یک آغوش خود ِ زندگی ، احساسِ عریان زن یعنی زن ، مادر ، معصومیت تا بی نهایت

Kuzey
Kuzey

یاد تو در خلوت! لبخندی می شود بر لب... و گاهی هم اشکی بر چشم

Kuzey
Kuzey

متنفرمــ از معـشوقے ڪـﮧ : اسمــ هرزگے هایـَـش را "آزاבے" بـگـذارב.... اسمــ نگرانے هایـتــ را "گیــر" و براے بے تفاوتے هایـَـش "اعتـمـاב" را بهانـﮧ ڪنـב....

Kuzey
Kuzey

فهمیده*ام که نفرت هم مثل دیگر احساسات مثل عشق ، قیمت دارد تنفر را هم نباید خرج هر کسی کرد . . .

Kuzey
Kuzey

شاهــــزاده ی تمـــام قصه هـــــا هم که باشـــی بایــــد برای شـــــاه شدن زنـــــی را انتخاب کنـــــی که ملکـــــه ی تمام قصه هـــــایت شود ♥ زیبایــــــی زن و مـــــرد بودن به باهم بودنشـــــــان است♥