دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kuzey

یه پسرایی هستن که . . . صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچ... درباره »
Kuzey
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(43 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(142 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Kuzey
Kuzey

“اگر منتظر لحظات شاد هستی،تا ابد منتظر خواهی ماند اما اگر باور کنی که شاد هستی،تا ابد شاد خواهی ماند.“

Kuzey
14.jpg Kuzey

هر شب … به خودم قول می دهم که فراموشـت کنم ! وقتی عکست را می بینم تو را که نه ... قولم را فراموش می کنم… !

Kuzey
15.jpg Kuzey

کاش میشد:بچگی را زنده کرد کودکی شد،کودکانه گریه کرد شعر ” قهر قهر تا قیامت” را سرود آن قیامت، که دمی بیش نبود! فاصـــــــــله با کودکی هامان چه کرد ؟ کاش میشد ، بچگانه خنده کرد .

Kuzey
Kuzey

یه وقتـایی هـم هســت که مزه ی بودن یکی یه جوری رفته زیر دنـــدونت !! که وقتی ازش دوری همه چی میشه زهرمــــار!

Kuzey
Kuzey

رشته ی محبت را باید به ضریح دلی بست که خیال کوچ کردن نداشته باشد … همیشه رفتن، رسیدن نیست اما برای رسیدن باید رفت حتی اگر تمامی کوچه‌های زمین بن‌بست باشد راه آسمان باز است

Kuzey
Kuzey

رفــتــﮧ ای ؟ بـــﮧ درک ! هنــوز هم بهـــتریــن هـا وجـــود دارنـــ دنــبال ڪسی خواهــــم رفــت ڪــــﮧ مــرا بـــﮧ خاطـــر خــودم بــخواهـد نـه زاپــاسی برای بازیـچـه بودن

Kuzey
Kuzey

هــمـیـشـہ نـمـے شــود با بـے פֿــیــالــے گـفــت : تـنـہـــا آمــده اґ ٬ تــنـہـــا مـے روґ . . . یــڪـ وقــت هـایــے شـایــد פــتــے بــراے سـاعـتــے یــا دقـیـقــہ اے . . . ڪــم مـے آورے دل وامــانــده ات یــڪـ نـفـــر را مــے פֿـــواهــد . . .

Kuzey
Kuzey

کاش دنیــــــ ا هـــــم سریـــــال ایرانـــــــ ی بـود ! آخـــرش همــــ ه عاقـبـــــــت بخیــــــ ر مـــــــ ی شدیــــــــم. . . !

Kuzey
Kuzey

مـَن هـیـچ اعتقــآدی بـِـه نـیـمـِـه گـُـمشـدهـ ِ ندارم اینـکـه هـَـمـَـه مـی نـویســَن : نـیـمـه گـمـشدهـ ِ مـَن فـلـآن ایـن حـرفـا چــِـرت ! آخـِـه اگــِه مـال مــآسـت " چـرا گـمـشدهـ ِ " ؟ فـعـلـاً هـمـگـی " نیـمـه هـای در دســت " رو دریـآبـیـن !

Kuzey
Kuzey

میان ویرانه های کاخ رویاهایم نشسته ام آرزوهایم مدفون شده در زیر آوارهایش... چه کنم با دل خویش،ای کاش که من هم مدفون میشدم این زندگی کمتر زنده به گوری نیست

Kuzey
Kuzey

مَـن ـبــ '' مَـردیــ '' وفـآ نِمـودمـ و او پشـتِ پــآ زد ـبـِـ عشـق و اُمـیـدمـ هَـر چـهـ دادم ـبـِـ او حـلآلـش ـبـآد غیـر از آن دِلـــ کـِـ مُفـت بـخـشـیـدمـ آن نـیـز ـحـرامـشـ بــآد ...!

Kuzey
Kuzey

لـبـانـم بهانه میگیرند! دلشـان بازی با لب های تو را میخواهد!

Kuzey
Kuzey

به سلامتی اون پسری که تمام گریه هاشو کرد بعد رفت دیدن عشقش..! فکر نکرد که غرورش میشکنه..! به این فکر بود که شاید عشقش با دیدن اشکاش مجبور به موندن میشه…..

Kuzey
Kuzey

گــوشــه ی اتــاق چنبره زده ام بـآ چشمــآنی همـواره تَـر بآزوان لختم را ب آغوش میکشم،نوازش میکنم حالم خوب نیست بغضی کهنه در گلو دارم که درد میکند سیگارم میســـوزد و میســــوزد و .... در دودش تـ!ـو را میبینم ... ''این حالِ منه بی تو ، چـــ ه کردی با من ؟؟''

Kuzey
Kuzey

هــر شبـــ بـا شبــ بخیــر ــهای مــن خـوابتـــ میبــرد ... حالــا چطــوری بــرات لـالــایـی خـونـد ... کـه اینقـدر راحتـــ وجـدانـتـــ ُ خـوابـــ کــرده ؟!