دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kuzey

یه پسرایی هستن که . . . صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچ... درباره »
Kuzey
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(43 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(142 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Kuzey
Kuzey

یک فنجان قهوه تلخ یک شکلات تلخ که از گرمای فنجان در بشقاب زیرینش آب شده است ماهواره و انتن قطع شده تمام شبکه ها برفکی بیش نشان نمی دهد کلافه شده ام روی کاناپه نشستم این حال و روز من است اما این ها نشانه ی تنهای من نیست چراکه صدای باد و یاد و خاطرات تو مجال تنهایی نمیدهد (ارغوان)

Kuzey
Kuzey

سطر به سطر جمله هایم ، پارادوکسی از توست !مدت هاست نبودنت عادت زندگی ام هست .نه تپشی از تو ،در من جریان دارد ...نه تپشی از من ،در تو !

Kuzey
Kuzey

خدایــآ ...! نکند خوردن ِ این همـه غم غصه بغض حسرت حرف روزه را باطل کند ...؟

Kuzey
Kuzey

بــَـرآے تـــــــو… نــِمـیـدآنـم چـِـطـور مـیگـُذَرد…! امــآ بــــرآے مــن… اِنـْگــآر… خَـنـجـَر بـَـر گـَلـویـَم گــُذاشـتـہ انـد… امــآ نـِمـیـبُـرنـد

Kuzey
55559.jpg Kuzey

دل خوش از آنیم که حج میرویم غافل از آنیم که کج میرویم کعبه به دیدار خدا میرویم او که همین جاست کجا میرویم؟؟

Kuzey
1.jpeg Kuzey

هـمـه گفـتـند : "او" کـه رفــت ، زنـدگی کــن ! ولـــی... کـسـی درک نـکـرد کــه "او" ... خـود زنــدگــی ام بــود....

Kuzey
4.jpg Kuzey

(تقدیم به همه خودم) ... مثلِ ... ! از خیلی ... ! مرد به ناخوناش نمیزنه که هروقت یه جوری شد دستشو باز کنه و ناخوناشو نگاه کنه و ته دلش از خودش بیاد ... ! مرد بلند نیست که توی کوتاهش کنه و اینجوری کنه با همه ... ! مرد نمیتونه وقتی زنگ بزنه به و کنه و بشه ... ! مرد حتی اشک که نه یه خشن میکنه و میچسبونه به ... ! یه وقتایی یه جاهایی به یه کسایی باید گفت : ... ... !

Kuzey
Kuzey

مــَـن بـی تــو شعـــر خــواهــم نــوشتـــ؛ تـــو بــی مـَـن چــِـه خــواهــی کــــرد؟ اصـــلا” یــــادت هَست کــِــه نیستــَـم…؟

Kuzey
Kuzey

تو دست در دست دیگری …. من در حال نوازشِ دلی که سخت گرفته است از تو …. مدام بر او تکرار می کنم که نترس عزیز دل… آن دستها به هیچ کس وفا ندارند….

Kuzey
Kuzey

این جا آنقدر شاعرانه دروغ می گویند و آنقدر در دروغ هایشان شاعر می شوند که نمیدانم در این سرزمین با اینهمه فریب چگونه ست که دلم هنوز خواب باران را دوست دارد!

Kuzey
3.jpg Kuzey

باز یا بسته ... چه فرق می کند؟ پنجره ... زخم ِ همیشگی ِ دیوار است...

Kuzey
Kuzey

گاهی سخت می شود … دوستش داری و نمی داند دوستش داری و نمی خواهد دوستش داری و نمی آید دوستش داری و سهم تو از بودنش فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت دوستش داری و سهم تو از این همه ، تنهایی است

Kuzey
Kuzey

عبــور ميکـنـم ، هـر روز از کنار نيـمکــت هـای خــالی پــارک . . . . طـوری که انگـار کــسی در آخــــرين نيــمکــت انتظــارم را ميکـشــد ! . و به آنجـا که ميــرسـم بـايــد وانمــود کـنــم ، که بــاز ديـر رسيـده ام . . !

Kuzey
Kuzey

شُــغـلَـش ایــטּ بُــوב بــﮯـآیَــב، عــــآشِــق ڪـنَــב... تَــنــہـآ بُــگــذآرَــב و بِــرَوَב..! نــــآمَـــــــــرב... نــِمـــﮯבآنُــ م! شــآیَــב ! مــآمـُــور بُــوב و* مَــعــذُور..

Kuzey
Kuzey

قله ی قـــاف که سهـــل است، من قـــله ی کــاف و لام و مــیم و نــــون و واو را هم بخـاطرت فـــــتح می کنم ... اما تو با تمـــام مــــردانه گی ات، "مـــرد باش !" اگر سـراغ نگاهت را گرفتنــــد بگــو که واگذار شده ...