دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

reza

درباره ای وجود نداره............ درباره »
reza
مرد - مجرد
امتیاز: 9539

دنبال‌شدگان

(652 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(760 کاربر)

گروه‌ها

(109 گروه)

بازدید

reza
reza

سالهاست که مُرده ام

تفال به حافظ
h.JPG تفال به حافظ
توسط reza

بعد اونوقت واسه اولین بار اینجا فال گرفتم چه قشنگ اومد برام

reza
reza

مامانم تازگیا هر کسی رو میبینه که زیاد حرص دنیا رو میزنه یه جمله قشنگ تُرکی میگه خیلی خوشم اومده...میگه که: ...باریک به مامانم

reza
reza

چه شب خوبی بود...فارغ از اینکه دعاها و آرزوها براورده بشن خود دعا کردن حس آرامش خیلی قشنگی به آدم میده...کاش همیشه اینجوری بود...کاش این آرامشِ دائمی بود

reza
forogh.jpg reza

آه ای صدای زندانی.... آیا شکوه تو هرگز.... از هیچ سوی این .... نقبی به سوی نور نخواهد زد؟؟... آه،ای صدای زندانی ....

reza
mzamtoonjan08.jpg reza

چهره نگاری یک جنایتکار .. طرحی زیبا از مانا نیستانی

reza
reza

آدم چیست ؟!

این ارسال را بازنشر کرده است.
reza
reza
در مشاعره

می‌رود صبح و اشارت می‌کند ...کاین‌ گلستان خنده‌ واری بیش نیست

reza
reza
در مشاعره

تا به‌ کِی نازی به حُسن عاریَت ... ما و من آیینه‌ داری بیش نیست

reza
reza
در مشاعره

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود ... از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

reza
reza

محمد رضا شاه بهار سال 57 رفته بود مشهد استقبال فوق العاده و بی سابقه ای ازش شد دی ماه همون سال فرار کرد .. بعد ها تو کتاب خاطراتش نوشت هیچوقت نفهمیدم مردمی که اونطور جاوید شاه میگفتن چطور چند ماه بعد مرگ بر شاه گفتن

reza
reza

10 سالم بود با کلی ذوق و شوق نیشستم یه دفتر 60 برگ داستان نوشتم درباره چند تا بچه که میرن فضا و کلی اتفاق براشون پیش میاد .. بعد به هر کی نشونش دادم گفت برو بابا کی حال داره بشینه اینُ بخونهاستعدادم هلاک شد اصن

reza
reza

هرکس مومنی را به خاطر انجام کار زشت یا گناهی سرزنش و توبیخ کند، نمی میرد مگر این که به همان کار زشت یا گناه گرفتار می گردد و بدان امتحان شود

این ارسال را بازنشر کرده است.
reza
reza

خیام میگه که ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
reza
reza

همه پاساژا دم عیدی اهنگای گوپس گوپس میزارن پاساژ ما اهنگ گذاشته بود :صدام کن این دم آخراخه فردا دیگه دیره هر چی غم و غصه بود یادمون اومد

reza
reza

پارسال عید ساعت 9 صبح بود تو پادگان بودیم تو یه اتاق 5 نفره فقط من و یکی از بچه ها مونده بودیم قبل تحویل بیدار شدم اجیلایی که خریده بودیم و چیدم وسط و یه رب قبل تحویل بیدارش کردم اولش گفت بذا بخابم سیریش شدم و بیدار شد و بعد سال تحویل اهنگ گذاشتم و رخسیدیم و سر حال اومدبعدشم رفتیم اتاقای بچه ها عید دیدنی