Masih
هنوزم خوشسلیقهم آبجـی؟!
Masih
تو سیگارُ خاموش کن تا بگم، چطور میشه با گریه هم دود شد! { رضا یزدانی }
Masih
وقتی که بیتا نشسته و من سرم رو گذاشتم رو پاش٬موهاش وقتی خم میشه میریزه رو صورتم.. خوشبختی همینه...
Masih
وقتی که از خواب بیدار میشدم و مینشستم لب تخت٬ با حولهی سفیدش میاومد صب بخیرم رو میگفت٬سرم رو میچسبوند به شکمش.. فکر نکنم خوشبختی غیر از این باشه!
Masih
وقتی که میخندی و آروم گم میشی تو دستهای من٬ انگاری کوچهها گیج ِ عطر ِ موهایِ تو میشن..
Masih
بوی گردنت مالِ من٬ هر چی که دارم مالِ تو.
Masih
کجا دستهایِ ما با هم گره خورد؟!
Masih
دوست دارم که عابرها رُ با تو اشتباه بگیرم، حتّی وقتی تو اتوبوس نیستی، واست جا بگیرم!
Masih
ببار برایم، اشکهایت همان آب ِ حیاتیست که خضر نوشیدُ هنوز، دربهدر جاودانگیست...
Masih
دنیا حریمی نداره، دورِ دلت خط میکشم! نزدیکی ِ شبهامونُ، از دور حسرت میکشم....