Masih
یهروزی تکیه میکنی، به کوهی که بغض ِ من ِ! کوهی که با هر نفست، منتظر ِ یه بهمن ِ!!!
Masih
خندهات، تو خونهم جا نمیگیره، سهم ِ تو خورشیدِ، نه خاموشی!
Masih
میرم، با اینکه عاشقِت هستم... با اینکه چشمایِ تری دارم... ایکاش بفهمی که برایِ تو، آرزوهایِ بهتری دارم...
Masih
بدونِ تو هیچم... یه سیگارِ خیسُ یه قهوهیِ سردم...
Masih
کجایِ ایندنیا، میشه، پشتِ شبایِ بینفس! روزایِ بهتری رُ دید...
Masih
... یکی گیج ِ شعر شاملو، وسطِ دفترِ آیداست!!
Masih
خواب ِ شب آشفته میشه، وقتی بیحوصله میشی...
Masih
هر روزی یه زندگیِ تازهست، حجم ِ عشق، همیشه بیاندازهست!