سروش(نگهبان خاندان)
کاش می دانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافته! آنوقت به او می گفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که بغضهایم را نمی توانم فرو بدهم...
سروش(نگهبان خاندان)
یک روز در حالی که قدم زنان از همان مسیر همیشگی مان عبور می کنیم, دنیا برایمان بیگانه می شود. یاد آرزوهایی می افتیم که هیچ وقت به آنها نرسیده ایم. همه جا بوی تازگی می دهد و ما بوی ماندگی. برای آنهایی که حتی به ما فکر هم نمی کنند زندگی کرده ایم و وقتی خوب خاطراتمان را مرور می کنیم می فهمیم که هر چه را داشته ایم از دست داده ایم چیزی به دست نیاورده ایم...!
سروش(نگهبان خاندان)
فرقی نمی کنه دودی که مصرف می کنی سیگار باشه یا قلیون اما تو اون لحظه جای خالیشو پر میکنه تقصیر ما نیست می خواست باشه تا ما بودنشو بوسه بارون کنیم نه اینکه خاطره هاشو دود کنیم…!!!
سروش(نگهبان خاندان)
کــاش مَن دیگــَری بودمــــ... مــی نشستمــ روبِـروی خـودَمـــ ســر تــا پـــا گــوش مـی شدَمـــ تــا ببینَمـــ حـَرفـــ حسابَمــــ" چیستــــ؟؟؟! "
سروش(نگهبان خاندان)
گـاهــی فـقــط بـایـد لـبـخند بـزنـی و رد شوی ... بگذار فـکــر کـنــند نفهمیدی ...
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
دوستانی كه داری و آنان را آزموده ای، با قلاب های پولادین به جان و دل خود پیوسته نگاه دار. * ویلیام شکسپیر *
سروش(نگهبان خاندان)
باید به بعضی ها گفت: “ناراحت چی هستی؟ دنیا که به آخر نرسیده…!!!” من نشد ؛ یکی دیگه! تو که عادت داری . . .
سروش(نگهبان خاندان)
. یه روز یه ترکه تفنگ دستش می گیره میاد به پایتخت تا کشور رو از استبداد نجات بده به خاطر من و تو ، اسمش ستارخان بود
سروش(نگهبان خاندان)
اینایی که ترجیح میدن بی احساس و تنها باشن تا اینکه احساسات پاکشون زیر پای یک بی معرفت له بشه ! به سلامتیشون … !!!
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
سلام زلزله دیروز که آمدی من و لیلا و حمید روزه کله گنجشکی بودیم ... ... فرصت افطار را هم ندادی عجله ات برای چه بود ؟ همه سنگ ها و کلوخ هایی که پدر بنام سقف بر سرمان انباشته بود پیکرهای کوچک مان را در هم پیچید و ما رفتیم ولی روح کوچکم دید که خیلی ها آمدند آنها که هیچ گاه در روستایمان ندیده بودمشان لودر هم آورند ، با کلی کمپوت شیرین و بسته های غذا میدانی لودر همان ماشینی ست که در شهر ها برای ساخت خانه از آن استفاده می کنند ودر روستا ها برای برداشتن آوار از سر مردم قرار است وام هم بدهند ، دستور داده اند خیلی خیلی خیلی سریع همان وامی که پدر هرگز نتوانست ، برای گرفتن نصف آن نیزضامن پیدا کند تا خانه بهتری برایمان بسازد و مجبور نشود هی با گل و سنگ سقف را بپوشاند وای پدر ، چقدر سنگین کرده بودی این آوار را می دانی زلزله با آمدن تو ، روستای ما را شناختند می گویند کمک به زلزله زدگان ثواب دارد ، درست ولی مگر کمک به روستاییان برای زندگی بهتر ثواب ندارد؟ چرا برخی آدم ها برای بیدار شدن و لرزیدن قلب شان به شش ریشتر لرزه احتیاج دارند ؟ می دانی زلزله به چه فکر می کنم به روستای بعدی ، ثواب بعدی ، لودر
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
جهنم دور نیست...! جهنم جاییست که تنها وسیله گرم کردن پاهای یخ زدۀ یک دختر بچه ، اگزوز ماشین است ... دوستان فصل سرما نزدیک هست عزیزان ما سرپناه ندارن رسانه شما هستید مثل همیشه کولاک کنید تا مسئولین به فکر سر پناه واسه زلزله زدگان آذربایجان باشند لطفا اطلاع رسانی کنید