سروش(نگهبان خاندان)
انسانهاي خوب همانند گلهاي قالي اند نه انتظار باران را دارند و نه دلهره ي چيده شدن ، دائمي اند
سروش(نگهبان خاندان)
خــٌدایـــآ ... دٌنیــآیت شهوت سَـــرایـی شــــده بـــــرایِِ خـــــودش... نمیخــــــــوآی فیلتــــرش کنـــی؟؟..
سروش(نگهبان خاندان)
اينجا زمين است.ساعت به وقت انسانيت خواب است عجب موجود سخت جانيست دل.... هزار بار تنگ ميشود.ميشكند.ميسوزد.ميميرد ولي باز هم ميتپد
سروش(نگهبان خاندان)
رفیق مثل کفش میمونه و رفاقت مثل جاده چقدر سخته وسط جاده بفهمی پابرهنه ای...!
سروش(نگهبان خاندان)
شاید این روزها که بگذرد نه نامی از من بماند نه نشانی از تو شاید اینروزهای آخر باشد...
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
چه سنگین گذشت عصر بارانی ام گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود تا حرفهایم در بستری از بغض بخوابند
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم تو می ایی و من گل می دهم در سایه چشمت و بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
توی زندگیت بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه میکوبی ابر باش که منتظرت باشند که ببیاری
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
با رفیقت مثل چتر رفتار نکن که هر وقت بارون بند اومد ، فراموشش کنی
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
میدونی چرا بارون از پشت شیشه قشنگ تره چون بدون اینکه خیس بشی احساسش میکنی مثل دیدن گریه کسی که خیلی دوستش داری ، همینطوره مگه نه
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
وقتی ناله های خرد شدنت زیر پای بارون نوای دل انگیزی شد چه فرقی می کند برگ سبز کدام درختی