سروش(نگهبان خاندان)
نازنین وقتی که نیستی میدونی چه حسی دارم میدونی از غم دوریت چه حس غریبی دارم؟ مثه حس یه قناری که توی قفس می میره مثه اون نهال کاجی که تو گلدون جون می گیره مثه اون ماهی کوچولو که توی تنگش اسیره مثه اون پرنده ای که زیر بارون پر میگیره مثه حس بچه ای که مامانش جلوش می میره باباشم زودی میره یه زن دیگه میگیره مثه حس بابایی که پسرش دوچرخه میخواد باباهه قول بده اما..نتونه واسش بگیره مثه وقتی که بخوای داد بزنی اما نتونی مثه حس غنچه ای که باغبون اونو می چینه مثه وقتی که دلت واسه یکی خیلی می سوزه بغض و گریه لباتو به هم می دوزه مثه وقتی آسمون ابری باشه اما نباره مثه وقتی بگی اما … بت بگن اما نداره
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
چون دل ز هوای دوست نتوان پرداخت درمانش تحملست و سر پیش انداخت یا ترک گل لعل همی باید گفت یا با الم خار همی باید ساخت
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
من باکمر تو در میان کردم دست پنداشتمش که در میان چیزی هست پیداست از آن میان چو بربست کمر تا من ز کمر چه طرف خواهم بربست
سروش(نگهبان خاندان)
آزمودم زندگی دشت غم است شادیش اندوه و عیشش با غم است عمر کوته، آرزوها دراز کارها بسیار و فرصتها کم است
سروش(نگهبان خاندان)
مثل كبريت كشيدن درباد ديدنت دشواراست من كه به معجزه عشق ايمان دارم مي كشم آخرين كبريتم را درباد . . . هرچه بادا باد...
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
مـن رابطـه هـایـی را دوستـــ دارمـــــ کـه دو طـرفـه انـد… هـر دو مـیکوشنـد بـرای ادامـه دار شـدنـش… هـر دو خـطر مـی کنـند… هـر دو وقتـــــ مـی گـذارنـد… هـزیـنـه مـی کنـند… هـر دو بـرای یکــ لحظـه بـیشتـر، در کنـار هـم بـودن بـا زمـان هـم میجنگنـد… مـن عاشـق رابـطـه هـای دو طـرفهـ ام. رابـطـه هـای کـه بـرای هـر دو طرفـــ ادامهـ اش، بـا ارزشتـریـن چـیـز دنـیاستــــ بـرایـــ هـر دو …
سروش(نگهبان خاندان)
باور کنید ... یک جایی که هنوز نمیدانم ... ... در زمانی که هنوز نمی فهمم ... کنار کسی که هنوز نمی شناسم ... جای من خالیست ...
سروش(نگهبان خاندان)
زندگی میکنیم تو منو پله میبینی برای بالا رفتن!! اگه به اوج میرسی با این نردبام من سکوت میکنم برای آرامش بعد از طوفان همیشه در بلندی دستی هست برای هل دادن من صبورم ولی تو دقت کن نردبام باشی بهتراز اینه که سقوط کنی
سروش(نگهبان خاندان)
براي تو مي نويسم . تويي که مرا با عشق خويش خلق کردي . تويي که پرواز به من آموختي بدون بالي براي گشودن . پر پرواز به من دادي بي آنکه خويش بر بال هايم بنشيني و اوج گرفتنم را به نظاره روي. خلقم کردي از هيچ ولي دوباره ويرانم کن که خود طاقت ويران کردن ندارم . بي تو هيچم و تو مي داني. تو مي داني وجودم را بر وجودت بنا نمودي و چه قصر سست بنيادي . قصري که تو بر درياچه ي هوس ساختي و من بردشت نام آور عشق. تو ندانستي چه مي کني با قلب يخ زده ي من ومن مي دانستم طريق دل بستن را. مي سرودم عشق را بي آن که بدانم قافيه را . مي کشيدم پروانه را بر بوم گونه هايت بي آن که بدانم شمع چيست. ديگر گل را باور ندارم . نمي توانم آسمان را باور کنم. رفتي....
سروش(نگهبان خاندان)
گوش كن زنجره ها پشت هم نام مرا را مي خوانند من پر از اندوهم راستي زنجره ها از كجا نام مرا را مي دانند؟ دلم مي خواست امشب برم بالا بروم تا آنجا که ستاره ها هستند تا آنجايی که بر روی ابرهای بايستم و با خدا حرف بزنم تا آنجایی که خورشيد تمام مهربانی اش را به من هديه دهد
سروش(نگهبان خاندان)
عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار عشق يعني يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست تو در دست او عشق يعني ماتهب از يك نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق گرمي دست تو در آغوش عشق عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان " تا سحر از عاشقي با او بخوان عشق يعني هر چه داري نيم كن از برايش قلب خود تقديم كن
سروش(نگهبان خاندان)
ایستاده ام تنها
پشت میله های خاطرات دیروز
این جا
انگشت هایم را می شمارم
یک
دو
سه......
ودست های تو در هم فرو رفته اند
تو
غزل را مشت مشت به حراج گذاشتی
که مهربا نی ات را ثابت کنی
ولی...
ولی نفهمیدی که من
آن سوی خیابان
انتظارت را می کشم
تو بی وقفه فریاد کشیدی...
ومن
دیگر آزارت نمی دهم
زین پس
قصه هایم را برای هیچ کس تعریف نمی کنم
مطمئن باش...
هنوز هم قافیه را به چشمان تو
می بازم
مطمئن باش!
سروش(نگهبان خاندان)
حکایت کنگر خوردن و لنگر انداختن است حضور خاطراتت در وجود من ...
سروش(نگهبان خاندان)
به من مي گفت عشق براي هر دوي ما زود است .... اما ... اما مثل اينکه فقط براي من زود بود ، نه او و دوست صميمي من .....
سروش(نگهبان خاندان)
عـــروس تنـــهـــایــــــی هــــا بـــــــــاش . . .
نــــه عـــــروس تــــن هــــایــــی کــه تـنــت را فقـــط ..
بـــرای یــــک شــبـــــــ مــی خـواهــــنــــــــــد !!