سروش(نگهبان خاندان)
نــَـه بــــه دیــروز هــآیی کـــه بودی می اندیشــَمــ نـــَـه بـــه فـــــَــردآهــآیی کـــه شــآیـَـد بیــــآیی میخـــــــوآهــَـم امـــروز رآ زنــدگـــی کــُنــمــ خواســـتی بــآش.... خواســـتی نَبــآش..
سروش(نگهبان خاندان)
گذشته رو اگه به دوش بکشی کمرت خم میشه ولی اگه بذاری زیر پات قدت بلند میشه ...
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
یه وقتـایے هست کہ جواب همه نگرانیـات و دلتنگیات میشہ یہ جمله که میکوبـטּ تو صورتــت "بهم گیر نـده، حوصله ندارم
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
وقتـــــے بـه عَقب بَر میگردے مُتوجـه میشے کـه جــــــاے بَعضیـــا الـان کـه توُ زندگیت خالــــــے نیست هیـــــچ … اون موقعشَمـ زیـــــــــــادے بوده
سروش(نگهبان خاندان)
آבم برفی از خجآلت آب شــב وقتی בیــב کوבک گرسنه ای به هویج בمآغش زل زבه
سروش(نگهبان خاندان)
هر که درکش بیش دردش بیشتر …
سروش(نگهبان خاندان)
آدم گاهی پیچیده می شود گاهی هم خودش را گره می زند گوشه ی دنیا و آنقدر چوب سادگی هایش را می خورد که دهان عقلش از تعجب باز بماند
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
دقت كردين اين گربه هاهم آدم شدن واسه ما؟!قبلاهيبتي داشتيم،يه پخ ميكردي۱۰مترهواميپريدالاخيلي راحت ازكنارمون ردميشن چندثانيه بهمون نگاه معنادارميكنن،همين مونده چندوقت ديگه به نشانه افسوس واسمون سرتكون بدن!!
سروش(نگهبان خاندان)
چرا بودنت راست و ریست نمـــی شود ؟! من که تمام پازل های تنهایـــی ام را درست چیده ام . .
سروش(نگهبان خاندان)
ﺧﯿﻠــــــــﯽ ﺣﺮﻑ ﺍﺳﺖ ::: ﮐﻪ ﺗـــــــــﻮ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﮔﻠﻮﯾﺖ ﺧﺎﺭﯼ ﮐـﺸﻨﺪﻩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﯽ ...!!! ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ " ﺑﺪﺍﻧﯽ " ﺣﺘﯽ یک ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻋﻤﺮﺵ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺗﻮ ... " ﺑﻐــــــﺾ " ﻫﻢ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
سروش(نگهبان خاندان)
مـن فقـط می بـخشـم ! امـا فـرامــوش نمی کـنـمـ
سروش(نگهبان خاندان)
نمی دانم چه بنویسم برایت ناتوان میشوم وقتی نمی خوانی ام وقتی دور میشوی یا حتی وانمود میکنی که دور شده ای وقتی گم میشوم یا چاره ای ندارم که وانمود کنم گم شده ام کاش بنویسم از تو ... ... کاش بخوانی از من تمام آنچه که در هروله بی پایان بین کلید و انگشتانم می رود و می آید و دست آخر یا گلایه میشود یا سکوت یا شب همیشه شب آخرین بهانه است و شاید بهترین ، که باز بماند برای فردا و فردا و فرداها
سروش(نگهبان خاندان)
تـــــو کجـــــــــــایی سهـــــــــــــراب ؟ چشم ها را بستند و چــــــــــه بـــــــا دل کردند وای سهراب کجایی آخـــــــــــــــــر ؟؟؟.. زخم ها بر دل عاشق کردند خــــــــون به چشمان شقایق کردند آب را گـــــــل کردند تـــــــو کجایی سهراب ؟؟؟؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند ، همه جا سایه ی دیوار زدند ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالــــــــــــــــی است! دل خوش سیـــــــــــــــــــــری چند ؟؟؟؟ صبـــــــــــــــــر کن سهـــــــــــــــراب...! قایقت جـــــــــــــــا دارد ؟؟
سروش(نگهبان خاندان)
چه کرده ای " تو " با دلــــــــم ؟ که از تو پیش دیـگران گلایه هــــم که می کنم شـــــعر حساب می شود ...
سروش(نگهبان خاندان)
بدنبال كسى هستم كه با درد آشنا باشد, دلش غمگين, خودش ساده, كمى ازجنس ما باشد