دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سروش(نگهبان خاندان)

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست درباره »
سروش(نگهبان خاندان)
مرد - مجرد
امتیاز: 2206

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(192 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

دست هایم به آرزوهایم نرسید، آنها بسیار دور اند؛ اما درخت سبز صبرم می گوید : امیدی هست ... دعایی هست ... خدایی هست ...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

@مـانـی ^.^ چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است مثل همین باران بی سوال که هی می بارد که هی اتفاق آرام و شمرده شمرده می بارد

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

باران از راه رسید ، عشق را دوباره در مزرعه ی خالی تنم پروراند زندگی را در آسمان آبی چشمم حس کرد ، ناگهان پایییز عشقم از راه رسید آری رفت ولی هنوز قلبم برای اوست

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

حس میکنم روی صورتم دنیا چکه میکند حس میکنم قطره قطره, نم نمک عاشقم میکنی بارون که میبارد هوا تر میشود تا تو چشمک بزنی بارون که میبارد باز با ترانه یا باز بی ترانه من عاشق تر گریه میکنم و رو به آسمان فریاد میزنم دوستت دارم

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

یاد دارم هر زمان که با دوریت یارای پیکارم نبود چشمهارا می بستم در خیالم با دو بال خویشتن سوی تو پر میزدم اوج پرواز خیالم بی افق بود مرزهای بسته ی هفت آسمان را می گشود کاش می دانستی چشم من از باز بودن خسته است کاش می دانستی من به چشم بسته از آن آسمانها میگذشتم تا بدان جا رسیدم کز خودم چیزی نبود هرچه هم بود از تو بود در من این حال غریب لحظه لحظه اوج و شدت میگرفت در من امید نگاه عاشقانه اوج میافت آه اما در خیال خام خود بودم... و نمیدانستم دست تقدیر برایم چه نوشت! قبل از آن که صید صیاد شوم او صید شد و از آن روز دگر غصه آن عشق نافرجام در من مانده است و از آن لحظه فقط اشکها یار وفادار منند درک من از عشق این شد که اگر خاطرت با رفتنم آسوده است من میروم....

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

از خویش خسته‌ام هر چیزِ تازه در دلِ من می‌شود سیاه هر رنگِ تازه در نظرم می‌شود تباه هر روز می‌شکند ریسمانِ من هر روز پاره می‌شود ایمانم از گناه

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

دوست داشتن را نمیتوان پس انداز کرد ! باید خرج کرد ؛ از گفتنش نترسید ... زیبائی خجالت ندارد ! معجزه گفتنش رو همون موقع خواهید دید ... !!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشمه ها را بستند ... و چه ها که بادل کردند / صبر کن ای سهراب،قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه داغ زمین بیزارم.

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

ای کاش به جای این همه باشگاه زیبا سازی اندام یک باشگاه زیباسازی افکار و اخلاق داشتیم

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

به زلالی باران در پیراهنی از حریر ابر به لهجه باران با من حرف می زنی و تمام وسعت دلم لبالب از زلال تو می شود بگو چگونه باید ترانه سرود وقتی تمام عاشقانه ها در تو ردیف می شود؟! نه........... تو نمی گذاری نمی گذاری که من هم شاعر شوم با تو باید مثل باران حرف زد به زلالی گوشه چشمانت

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

مائیم و می و مطرب و این کنج خراب جان و دل و جام و جامه در رهن شراب فارق ز امید رحمت و بیم عذاب آسوده ز خاک و باد و از آتش و آب

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

عجیب است دریا همین که غرقش میشوی ، پس میزند تو را . . . درست مثل بعضی از آدم ها!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

کـ ـآشـ مـــــے شـ ـد ... یکــ لحظـ ـهـ جآیمــآنـ رآبآ همـ عوضـ کنیمـ ... شآیـد تُــ میفهمیدے چهـقـدر بے انصآفے . و منـ مـــــے فهمیـ ـدمـ چـ ـرآ ؟

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

تنها کسی که اگه با دسته گل بره خونه کتک میخوره .............دخترک گل فروش