سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
نیمکت چوبی کهنه نم گرفته زیر بارون ، زیر سقف بی قرار شاخه های بید مجنون ابر بی طاقت پاییز مثل من چه بی ستارست ، مثل من شکسته از این نامه های پاره پارست
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
. برایت آرزومیکنم بهترینهایی را که هیچکس برایم آرزونکرد....
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
برسقف آسمان این دیار، ناراستی سایه افکنده است و اینجا در ذهن مردمانی از خویش غریب، جومونگها ومختارها اسطورگی میکنند، مردمانی که خیامها رادائم الخمر، حافظ ها را به فال کولیها قياس میکنند، مردمانی که بابکها ومازیارها را زِنازاده میدانند و غارتگران را امامزاده ...
سروش(نگهبان خاندان)
دیشب که باران آمد، میخواستم سراغت را بگیرم اما خوب میدانستم باز هم که پیدایت کنم، باز زیر چتر دیگرانی
سروش(نگهبان خاندان)
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم من می ترسم پس هستم این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم
سروش(نگهبان خاندان)
خوبی بادبادک اینه که میدونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده ولی بازم تو آسمون میرقصه و میخنده
سروش(نگهبان خاندان)
واسه عاشقی نه لازمه شاعر باشی نه لازمه فرهاد باشی و کوه بکنی ! یکم شعور داشته باشی , کافیه!
سروش(نگهبان خاندان)
در مقابل تقدیر خداوند مثل کودکی یک ساله باش...!
وقتی او را به هوا می اندازی، می خندد...
چون ایمان دارد که تو او را خواهی گرفت..
سروش(نگهبان خاندان)
دلــ ـــ ــم مــ ــــی خـواهـــ ــ ـد بــخوابــ ـــ ـم ، مثـ ــــ ـل مـاهـ ـــ ــی قـ ـــ ـرمــ ــ ـز کـ ـــ ـوچک حـوضمـ ـــ ــان ، کـ ـــ ــه چنـ ــ ــد روزیستــ ــــ ــــ روی آبــ ــــ ــــ خـوابیـ ـــ ــده استـ ـــ ــــــ...
سروش(نگهبان خاندان)
مَـــن،سَرطــان دارم! سَرطان، دَرد دارد! بــابـا،پــــول ندارد! اما میـــــــــــــــــــــــــــــــــگن خُــدا، بُـــزرگ است!