دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سروش(نگهبان خاندان)

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست درباره »
سروش(نگهبان خاندان)
مرد - مجرد
امتیاز: 2206

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(192 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

هرچند خسته ام، شده ام تکیه گاه تو/ صدبارباطناب خودم توی چاه تو/٠٠رفتم,حقیقتا که چه تلفیق جالبی/ آلودگیّ و قلب من,اشتباه تو!!/ روزم شبیه شب شدوخورشیدگریه کرد/ زانوبغل و زُل زده در پشت ماه تو!/ سردرد های نیمه شب و ازدحام درد٠٠/سنگین تراست حجم زمان یاگناه تو؟؟!!/<<گاهی دلم برای خودم تنگ می شود>>/گاهی برای مشغله های نگاه تو!/"رفتن همیشه راه رسیدن نبوده است"/ بن بست ها نهان شده پایان راه تو٠٠٠

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

مدت هاست تنها چیزی که مرا یاد ِ تو می اندازد طعنه های دیگران است ! شاید اگر این " دیگران " نبودند ، تو زودتر از اینها برای من ، مـُرده بودی

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

ترسم آخر ز غم عشق تو ديوانه شوم / بيخود از خود شوم و راهي مي خانه شوم / آنقدر باده بنوشم كه شوم مست و خراب / نه دكر دوست شناسم نه دكر جام شراب . . . . . . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

در خیابان نگاهت توی اون کوچه عشق در گذرگاه وجودت لب جوی دو قدم آنورتر روی دیوار خیالت دل من غرق به خون چسبیده. . . نگاهش بکنید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

دنـیـایـت را بـه مـرور زمــان خـودت پـدیـد می آوری. چـیـزی وارد زنـدگــیـت نـمـی شـــود جــز آنـچـه خـــود بـا تـفـکــر مُـکـرّر فـــرا می خـوانـی!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم........

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

مـَלּ همـ ــآنـ َـم خـوب تمـ ــآشـا ڪـُטּ בُختــَرے ڪـہ براے בاشتــنــتـــ ... تمــامـــ شبـــ را بیـבار مـے مانـב و با تـ ـویــے ڪـہ نیــستے حرف مے زنـב בختــرے ڪـہ ... زانــو میــزنـב لبــہ تختــش و چشمــــانش را مــے بنـבَב و تنــــهـا آرزویـــَش را براے هـــزارمیـــن بـــــار بـہ خـُـــבا یـــاב آور مـــے شود!!! خـُــבا هم مثــل همیـــشهـ لبــــخنـב مے زنـב از ایــטּ ڪـہ ×تـ ـــو × آرزوے همیشگے مـــטּ بوבے!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم: شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

ساکـــت ديگر نميتوانم صداي قلبم را بشنوم... اما هنوز هم آن صداي دلنشينش در گوشم زمزمه مي كند و ظلمت شب ها را با ياد صدايش به دست طلوع صبح مي سپارم...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

گاهـــے دِلَــمــ مــےפֿواهَــב وَقتـــے بُغضــ مــےکُنَمــ خدا اَز آسِـماטּ بِـــﮧ زَمیـטּ بیــآد اَشـڪ هآیَـم را پـاکــ ڪُـنَــב دَستَــم را بِـِگیــرَد و بِـگویـَـد: ایـטּ جـآ آدَمــآ اَذیتِـتــــــ مــےکُنَنــב؟!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

دلم شكسته تر از شیشه های شهر شماست شكسته باد آن كه دلش این چنین می خواست

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

چشمی ندیده در زمین در هر زمان مانندشان خورشید و مه تبریک گو بر وصلت و پیوندشان شادی زهرا و علی پیداست از لبخندشان لبخندشان دارد نشان از خاطر خرسندشان . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

آسمان اینجا آبی ست!!من بین غریبه ها نیستم...همه آشنایند....! میدانی?پوسیده است دلم بین همه آشنایان غریبه!.....احساس حباب را حالا میفهمم وقتی روی آب نگران ترکیدن است...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

در زندگی به هیچ کس خیانت نکردم,جزء خودم...وفای به تو خیانت به خودم بود!!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

دگر حس شقایق را نداری هوای قلب عاشق را نداری و از چشمان خونسرد تو پیداست که شور عشق سابق را نداری