سروش(نگهبان خاندان)
پست ترین انسان کسیست که خوب بودن کسی را بر حسب زرنگی خود بگذارد ...!
سروش(نگهبان خاندان)
نتوان دل شاد را به غم فرسودن وقت خوش خود بسنگ محنت سودن کس غیب چه داند که چه خواهد بودن می باید و معشوق و به کام آسودن............خیام
سروش(نگهبان خاندان)
نه از سر من می رود هوای تو نه من دلی دارم جز برای تو گل سرخ دلم آب می خواهد و من... تکرار بارانم هوای هر شبم ابری ست چشیدم در خواب طعم رویای تو را سایه ات آبی بود و دلت پاک ولی... چشمهایم وا شد زندگی بود هنوز بر لبم می خشكد خنده هایم هر شب خواب من کوتاه است من دلم می خواهد تو همینجا باشی جای تو آنجا نیست
سروش(نگهبان خاندان)
گالیله! كاش زنده بودی و میدیدی گردی زمین كشف جالبی نبود حالا كه عشق نفسهای آخر را میكشد و سطح زمین را خون گرفته چه فرقی میكند زمین گرد باشد یا مسطح بچرخد یا بایستد اگر دوباره به دنیا آمدی فقط سكوت كن! زیستن تنها هیاهویی برای هیچ بود
سروش(نگهبان خاندان)
آدما 2دسته اند : یا هندونه زیر بغلِت میذارن ، یا پوسِ موز زیر پات میندازن ! شك نكنين
سروش(نگهبان خاندان)
. دیشب گرسنه بود دختری که مُرد.. چه آسان به خاک پس دادیمش؛ و همسایه اش ، دیشب از سفر رسید مکه رفته بود .. ! زیارت قبول...همسایه
سروش(نگهبان خاندان)
باران باش تا به تو عادت نکنند ، هر وقت بیایی دوستت داشته باشند.
سروش(نگهبان خاندان)
کنون خاموش خاموشم که می دانم: - من از یادت فراموشم! *** تمام روزها یادت همه شب ها به رویایت دلم خوش بود! ندانستی نفهمیدی که مهرم پاک و بی غش بود! *** زهی باطل خیالاتم! خیالاتی که بی رنگ است چه می دانی؟ دلم تنگ است ... دلم تنگ است ...
سروش(نگهبان خاندان)
دیشب در خلوت تنهاییم آهسته بی تو گریستم... کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو می رساند. تا بدانی "بی تو" چه می کشم. کاش قاصدک این پیغام را به تو میرساند که امید و آرزوهایم بی تو آهسته آهسته در حال فرو ریختن است
سروش(نگهبان خاندان)
به تماشا سوگند... و به آغاز کلام... آفتابی لب درگاه شماست...! که اگر در بگشایید؛ به رفتار شما می تابد...! "سهراب سپهری"
سروش(نگهبان خاندان)
هرکسی هم نفسم شد دست آخر قفسم شد... منه ساده به خیالم که همه کار و کسم شد... اون که عاشقانه خندید خنده های منو دزدید... پشت پلک مهربونی خواب یه توطئه می دید...
سروش(نگهبان خاندان)
گر احساس رنج کردی، بی حکمت نیست، چیزی در دلت هست که باید بسوزد تا تو پاک شوی — with
سروش(نگهبان خاندان)
من از اون آسمون آبی میخوام من از اون شبهای مهتابی میخوام دلم از خاطره های بد جدا من از اون وقتها یه بیتابی میخوام من از اون وقتها یه بیتابی میخوام من از اون آسمون آبی میخوام من از اون شبهای مهتابی میخوام دلم از خاطره های بد جدا من از اون وقتها یه بیتابی میخوام من از اون وقتها یه بیتابی میخوام من میخوام یه دسته گل به آب بدم آرزوهامو به یک حباب بدم سیبی از شاخهء حسرت بچینم بندازم رو آسمون و تاب بدم گل ای پونه بهار دل من یه بیابون لاله زار دل من من از اون آسمون آبی میخوام من از اون شبهای مهتابی میخوام دلم از خاطره های بد جدا من از اون وقتها یه بیتابی میخوام من از اون وقتها یه بیتابی میخوام مثل یک دسته گل عقاقیا دلمو باز میکنه بیا بیا تو میری پشت علفها گم میشی من میمونم و گل عقاقیا من میمونم و گل عقاقیا گل ای پونه بهار دل من یه بیابون لاله زار دل من گل ای پونه بهار دل من یه بیابون لاله زار دل من