دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سروش(نگهبان خاندان)

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست درباره »
سروش(نگهبان خاندان)
مرد - مجرد
امتیاز: 2206

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(192 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

ای کاش که بخت سازگاری کردی با جور زمانه یار یاری کردی از دست جوانی‌ام چو بربود عنان پیری چو رکاب پایداری کردی

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

بر مي گردم ، ديروزم را بردارم بر مي گردم ، هنوزم را بردارم بي سايه ام ، درختِ بي زمين ام بر مي گردم ، ميوه ام را ببينم

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

سنگی که به پایم گرفت و به زمین ام انداخت را میبوسم , چون به من آموخت راه زندگی هموار نیست

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

قهرمان واقعي كسي است كه سبب خوشي ديگران مي گردد

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

در بین تمامی مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسیم شده زیرا همه فكر میكنند به اندازه كافی عاقلند

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

از صورتم این قیافه را بردارید/ دل این تومور اضافه را بردارید/ باعشق هنوز زنده هستم لطفن/ از روی من این ملافه را بردارید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

در دو چشمش گناه می خندید بر رخش نور ماه می خندید در گذرگاه آن لبان خموش شعله یی بی پناه می خندید شرمناک و پر از نیازی گنگ با نگاهی که رنگ مستی داشت در دو چشمش نگاه کردم و گفت باید از عشق حاصلی برداشت سایه یی روی سایه یی خم شد در نهانگاه راز پرور شب نفسی روی گونه ای لغزید بوسه ای شعله زد میان دو لب

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

کاش دستی از فراسوی افق گوش سنگین زمان رامی کشید هم زبانی از راه دور طعم تنها بودنم را می چشید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

شب به روی شیشه های تار می نشست آرام چون خاکستری تبدار باد نقش سایه ها را در حیاط خانه هر دم زیر و رو می کرد

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

در ما تب تند بوسه می سوخت ما تشنهٔ خون شور بودیم در زورق آبهای لرزان بازیچهٔ عطر و نور بودیم

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

دست و بالم از حرف خالیه ! مثل مرده ای که بر سر مزارش نشسته...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

غم سنگین دوریت مرا آزار می دهد، غم بی پایان تو مرا به ذره ای از عشق زمینی قانع می کند.

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

اين روزها ... آسمان هم انگار سوخت ذخيره می کند... ابر ها عجيب هدفمند شده اند... راستی من باران چشمانم را حراج کرده ام کسی نمی خواهد؟؟؟

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

لغزیدن روی پوست تو در امتداد شب چشمان پر خواهش من، نگاه پر نیاز تو لب های عطش کرده ی من نفس های پر هوس تو پیچ و تاب گیسوان تو تابیدن انگشتان من هرم تن تو ذوب سرانگشتان من... اینک این منم و حصار استوار دستانت سر به روی سینه ات گذاشتن شنیدن موسیقی وجودت، ضربان بودنت، و حس لطیف جریان زندگی در شریان هایت! 1

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت. هر کسی غصه اینکه چه می کرد نداشت. چشم سادگی از لطف زمین می جوشید. خودمانیم زمین این همه نا مرد نداشت