سروش(نگهبان خاندان)
همــه مــيگــوينــد: چــه مهــربــان اســت ايــن مــرد! و کســي نمــيدانــد لبخنــد تــوســت روي لــبهــایــم، وقتــي آنســوي دريــاهــا، يــادم مــيکنــي . . .
سروش(نگهبان خاندان)
دیگـــر بـــازی بــــس استـــ . . . بیـــا شمشیــــر هایمــــان را کنــــار بگذاریـــــم دستهایمـــان را بشوییــــم و چیــــزی بخـــــوریم امــــا چـــــرا دستهـــــای تــــو خونیستـــــ و پشتـــــ من میســـ
سروش(نگهبان خاندان)
امـان از تکنـولوژی ! تلفـن ـها بی سیـم شُـده. . .و دیگـَر نمیتوانـَمـ لـَرزش ِ صدایَم را گردن ِ کلـاغی که میان سیـم ـها نشسته بیندازَمـ
سروش(نگهبان خاندان)
امـان از تکنـولوژی ! تلفـن ـها بی سیـم شُـده. . .و دیگـَر نمیتوانـَمـ لـَرزش ِ صدایَم را گردن ِ کلـاغی که میان سیـم ـها نشسته بیندازَمـ
سروش(نگهبان خاندان)
یافتن میلیون ها دوست معجزه نیست ... معجزه اینه که یه دوستی پیدا کنی که تو میلیون ها راه با تو بمونه ...
سروش(نگهبان خاندان)
وقتي که تـنـهـام بـالـاتـر و بـهـتـر ميتونم پـرواز کنم چون نه نگران جـا مـونـدنـم و نه نگران جا گـذاشـتـن.
سروش(نگهبان خاندان)
میشدداروباشی نه زخم کاری نه نمک واسه خودت ادم باشی نه ادمک..
سروش(نگهبان خاندان)
ین روزهاکه برای اینکه زیرپاهایم راخالی نکنندروی دستهایم راه میروم..
سروش(نگهبان خاندان)
گاهی مجبوری برای راحت کردن خیال دیگران خودراخوشحال نشان بدهی ولی حیف که درونت غوغاست.
سروش(نگهبان خاندان)
پذيرش رفتن اونيكه سرنوشت دورش ميكنه خيلي راحت تره، تا تويي كه با پاي خودت رفتي... كاش بودي
سروش(نگهبان خاندان)
کاش .... کمی از دیوانگی من سهم تو بود ! تا این قدر منطقت را به رخم نمی کشیدی ... !!!
سروش(نگهبان خاندان)
گویند که دوزخی بود عاشق و مست قولی است خلاف، دل در آن نتوان بست گر عاشق و مست ، دوزخی خواهد بود فردا باشد بهشـت همچون کف دست !
سروش(نگهبان خاندان)
با این دل است که عاشق می شویم با این دل است که دعا می کنیم با همین دل است که نفرین می کنیم و گاهی وقت ها هم کینه می ورزیم
سروش(نگهبان خاندان)
مانند شیشه شکستنـــــم آسان بـــود . . . ولی دیگـــر به مــن دست نزن این بار زخمی ات خواهم کرد
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست، بلکه نشان نابودی زمان، به گونهای گسترده است. ارد بزرگ