✔ عـلـ[بابا]ــی
Water Park, Peru by Liesl Marelli
✔ عـلـ[بابا]ــی
يک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت / خانهات آباد کاين ويرانه بوی گل گرفت / از پريشان گويیام ديدی پريشان خاطرم / زلف خود را شانه کردی شانه بوی گل گرفت / ... ! [علی آذرشاهی (آتش)]
✔ عـلـ[بابا]ــی
زبان شمشیر دشمن افکنم شد / ز بی باکی کفن پیراهنم شد / چه پنهان دارم احوال دلم را ؟ / دهن زخم نمایان تنم شد / ... ! [شیون فومنی]
✔ عـلـ[بابا]ــی
Toad River Valley, Canada by Michael Christopher Brown
✔ عـلـ[بابا]ــی
Amazing Cloud Formation caught in Nebraska 2011
✔ عـلـ[بابا]ــی
دشت خشكيد و زمين سوخت و باران نگرفت / زندگي بعد تو بر هيچ كس آسان نگرفت / چشمم افتاد به چشم تو ولي خيره نماند / شعله اي بود كه لرزيد ولي جان نگرفت / ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
South American Gray Fox at Dusk by Mattias Klum
✔ عـلـ[بابا]ــی
Australian Sea Lion by Alessandro Kaitner
✔ عـلـ[بابا]ــی
تکامل رابط کاربری سیستم عامل محبوب مایکروسافت، از ویندوز ۱ تا ویندوز ۸ : رابط کاربری ویندوز، ۲۷ سالی هست که با ما همراه است. با وجود آن که طی این سالها کلیت آن تغییر چندانی نکرده، ولی وقتی زمان تغییرات گسترده فرا رسید، تحول رابط کاربری ویندوز از آن چه فکر میکردیم بزرگتر بود. هر بار که تغییراتی دررابط کاربری سیسم عامل محبوب مایکروسافت ایجاد می شود، کاربران به دو دسته تقسیم میشوند: گروهی که آن را دوست دارند و گروهی که آن را دوست ندارند ... ! [Windows 1] :این اولین نسخه تجاری ویندوز است. ویندوز ۱ که در سال ۱۹۸۵ عرضه گردید، نقطه شروع کار بود. ممکن است برخی از شما که این مطلب را میخوانید سنتان آنقدری نباشد که تجربه کار با این نسخه از ویندوز را داشته باشید، ولی باید بدانید که شمایل ظاهری اولین ویندوز تجاری به شکل تصویر فوق بود.
✔ عـلـ[بابا]ــی
نه عادلانه ،نه زیبا بود جهان ... پیش از آن که ما به صحنه برآییم ... به عدل ِ دست نایافته اندیشیدیم و زیبایی در وجود آمد ... ! [** احمد شاملو **]
✔ عـلـ[بابا]ــی
Great White Egret, Florida by Sara Lopez
✔ عـلـ[بابا]ــی
کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی / نگاه دار دلی را که بردهای به نگاهی / مقیم کوی تو تشویش صبح و شام ندارد / که در بهشت نه سالی معین است و نه ماهی / ... ! [فروغی بسطامی]
✔ عـلـ[بابا]ــی
Buddha Statue, Myanmar by Min Htike Aung
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 26 روز و 10 ساعت و 17 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن