دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سال ها دل غرق آتش بود و خاکستر نداشت ... بازکردم این صدف را بارها گوهر نداشت ... آسمان یک پرده از تقدیر را اجرا نکرد ... گویی از روز ازل این صحنه بازیگر نداشت ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
زندگی4.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

تو نه در دیروزی ... و نه در فردایی ... ظرف امروز پر از بودن توست ... شاید این خنده که امروز دریغش کردی ... آخرین فرصت همراهی با امید است ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گفته بودي فردا ، پشت اين پنجره ها ، غنچه اي مي رويد ... و کسي مي آيد ، روشني مي آرد ... ديرگاهيست که من ، پشت اين پنجره ها منتظرم ... ولي اينجا حتي ، رد پايي هم نيست ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اگر عاشقی سر مشوی از مرض / چو «سعدی» فرو شوی دست از غرض / فدایی ندارد ز مقصود چنگ / وگر بر سرش تیر بارند و سنگ / به دریا مرو گفتمت زینهار / وگر می‌روی تن به طوفان سپار ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

رنج بردن باعث فهميدن ميشود ، تا جايى كه ... روزي از خودِ فهميدن بيشتر رنج مي برى ... و آنجاست كه ... روياى ندانستن؛ *دعاى شبانه ات* ميشود ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دلم میخواست ... روزی برام تعریف میکردی ... هرگز فراموش نشدن ... چه طعمی دارد ؟ ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عاشقتر از این بودم اگر فاصله ها را ... این آینه ی شب زده تکرار نمی کرد ... عاشقتر از این بودم اگر هق هق ما را ... این سایه ی سرما زده انکار نمی کرد ... ! (یغما گلرویی)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای قلب من بارانی ات کردند و رفتند ... کنج قفس زندانی ات کردند و رفتند ... در سایه های شب تو را تنها نوشتند ... سرشار سرگردانی ات کردند و رفتند ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تنها یک برگ مانده بود،درخت گفت: منتظرت می مانم ... وبرگ گفت: تا بهار خداحافظ ... بهار آمد ولی درخت ... عشقش را در میان انبوهی از برگها ... گم کرده بود ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
حسین جان3.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

در ازل دادست مـــــارا ســـــاقی لعل لبت / جرعه جامی که من مدهوش آن جامم هنوز / ای که گفتی جان بده تا بـاشدت آرام جان / جان به غمهایش سپردم نیست آرامم هنوز / ... !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
حسین جان2.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

پرتـــو روی تو تــــا در خلــــوتم دیـــد آفتاب / می رود چون سایه هردم بر درو بامم هنوز / نام تو رفتست روزی برلب جانان به سهو / اهل دل را بـــوی جان می آید از نامت هنوز / ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
حسین جان.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

میلاد حسین نوگل زهراشده امشب / گیتى ز رخش طور تجلا شده امشب / ده مژده‌ى جانبخش بعالم ز قدومش / زیرا که در رحمت حق واشده امشب / ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
گل لاله3.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

با ساقه ی بلند خود این لاله های سرخ / بهر ملامتم همه گردم کشیده اند / کز عاشقی چه سود ؟ که ما را به جرم عشق / با داغ و خون به دشت و به دامن کشیده اند / ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

رخنه ای نیست دراین تاریکی ... در و دیوار به هم پیوسته ... سایه ای لغزد اگر روی زمین ... نقش وهمی است ز بندی رسته ... نفس آدم ها سر به سر افسرده ... ! (سهراب)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای کلیــــد در گنجیــــنه‌ی اســــرار ازل / عقل دیوانه‌ی گنجی که به ویرانه‌ی تست / شمع من دور تو گردم به کاخ شب وصل / هر که توفیق پری یافته پـــــروانه‌ی تست / ... ! (شهریار)