دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تو پيدا مي شوي اما ... فراموشي گرفتم من ! ... و گلدان نگاهت را ... به خاموشي گرفتم من ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
لبخند7.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

لبخند زدن ... اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ } ●▬ஜ۩۩ஜ▬●

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای مطرب داوود دم ،آتش بزن در رخت غم ... بردار بانگ زیر و بم ،هنگام سرخوانی است این ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من خاک شوم، جانا، در رهگذرت افتم ... آخر به غلط روزی بر من گذرت افتد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من و فرسایش دل ... تو و تصمیم و مکان ... ما و تقدیر و زمان ... چه شود آخر دلتنگیها ؟! ... خدا می داند ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

کـــــلافه یعنی ... دلتنگ کسی هستی که نیست ... و حوصله کسی را نداری که هست ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست / گر سر کنم شکایت هجران ، غریب نیست / جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش / کزجان شکیب هست و زجانان شکیب نیست / ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
عقاب و لاکپشت.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

لاک پشت صد ها بار توبه می کرد اگر می دانست ... بيرون آمدن از لاک آرزوی مشترکی است ... بین او و عقاب بالای سرش ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

قصد ِ من ؛ دادن ِ جان بر دم ِ شمشیر نبود ... حــرکات ِ خَـــم ِ ابــروی ِ تــــو ؛ ناچارم کـرد ... ! " آتش اصفهانی "

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

فریاد از آن نرگس ِ مستانه ؛ که هرگاه رفتم کـه خبر یابم از او ... بی خبرم کرد ... ! " صائب "

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

درد دوری می‌کشم ،گرچه خراب افتاده‌ام ... بار جورت می‌برم ،گرچه تواناییم نیست ... ! (سعدی)