دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

وقتی یکی را دوست دارید ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

@♣.ĻĕÿĹã.✿ مِهر، میترا یا میثره از ایزدان باستانی هندوایرانی پیش از روزگار زرتشت است، که معنی عهد و پیمان و محبت و خورشید نیز می‌دهد. نماد او خورشید می‌باشد. پس از ظهور زرتشت یکی از ایزدان یا فرشتگان آیین مزدیسنا گردید. آریائیان هنگام ورود به ایران نیروهای طبیعت مثل خورشید و ماه و ستارگان و آتش و خاک و باد و آب را می‌پرستیده‌اند. خدایانی را هم که مظهر قوای طبیعت بوده‌اند «دئوه» می‌خوانده‌اند. در بین این خدایان برتر از همه ایندرا بوده است که اژدهاکش و پروردگار رعد و برق و جنگ به شمار می‌آمده است. این خدا با این نام در بین آریاهای ایران آن رواج را که میان هندوان می‌داشت نیافت. نزد ایرانیان ظاهراً پرستش میترا (مهر) جای آن را گرفت و ایندرا رفته‌رفته و به‌خصوص بعد از زردشت در ردیف دیوان مردود درآمد. در فرهنگهای فارسی مهر را فرشته‌ای دانسته‌اند که موکل است بر مهر و محبت و تدبیر امور مالی و مصالحی که در ماه مهر (ماه هفتم از سال شمسی) و روز مهر (روز شانزدهم هر ماه) بدو متعلق است و حساب و شمار خلق از ثواب و عقاب به دست اوست ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دل، این دل تنگ، زیر این چرخ کبود / یک عمر دهان جز به شکایت نگشود ... آرامش تسبیح شما بر هم خورد / شرمنده ام ای درخت! ای گل! ای رود ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

صبحی گره از زلف تو وا خواهد شد / راز شب تار برملا خواهد شد ... تو آیه وحدتی که با آمدنت / هر قطب نما قبله نما خواهد شد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خود را که به خلوتی رسانَد خورشید / از داغ، دلش را بِتَکاند خورشید ... گفتیم غروب کرده اما انگار / رفته ست نماز شب بخواند خورشید ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من / ای حسرت روزهای شیرین در من ... بی مهری انسان معاصر در توست / تنهایی انسان نخستین در من ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در حنجره،‌ های و هوی خاموشی هاست / چشمم همه پرده خطاپوشی هاست ... تا کینه به دل راه نیابد، هر شب / در حافظه‌ام جشن فراموشی هاست ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خنده دار نیست ؟ ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

موج با شوق تو می آید و برمی گردد ... متلاشی شده، بی حوصله و سرخورده ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست / من سرخوشم از لذت این چشم به راهی ... ای عشق تو را دارم و دارای جهانم / همواره تویی هر چه تو گویی و تو خواهی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

برق نگاهش می رود ناگاه و من تنها ... گُم می شوم در دَخمه های کور با فانوس ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هر که با من بود ، یار من نبود ... خود ندانستم از این غمها چه سود ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عجب جوش و خروشی بود عشقت / خراب باده نوشی بود عشقت ... بهشتم را به سیبی داد بر باد / عجب آدم فروشی بود عشقت . . . !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دروجودش هراس و اندوهیست / که ندیدم مشابه آن را ... قاب کرده ست بُهت چشمانم / همچنان عکس آن پریشان را ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آنقــدر مرا سرد کرد از خودش .. از عشق ..کــه حالا بــه جای دلبستن یخ بسته ام آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد ..لیز می**خوریــد ... !