♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا گلو در غم غرق ميشوم و او ميخندد زيبايم چنين است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ناخدا، بدان من تهوع نداشتنت را هم می بلعم!! حتی اگر امواج نگذارند در ساحل با هم بودنمان کناره بگیریم!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل چک های ضامن دار اسوده خرج میشوم وقتی حرف نجابت وایثار به میان است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پا برهنه می دوی در میان واژه های ذهن من ...شعر می شوی ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 12 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .