♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی بُغض مزدور ِ مرگ است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم تنگ است برای ستارهها برای سکوتِ ماه ,وقتی چمدانی هم ندارم برای رفتن.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیای پر از برابری میخواهند هی خواهری و برادری میخواهند یک مشت جوان بی سر و پا در شهر....دین بدون توسری میخواهند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفت تنهات نمیزارم........پس چرا اینقدر نیست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آهای غریبه! کودکی های مرا ندیده ای؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انسان پرنده ی غمگینی است در زیر آوار زخم های تنهایی و ترانه ی هر روزه اش شب گریه هایی ست که به خانه ی توفان می رسد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فاصله عجيب است در يك لحظه درد لحظه اي ديگر درمان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا ! دلم آرامشی می خواهد از جنس خودت لطیف بی ریا هم ترانه و ابدی ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .