♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کبوتران را دیریست زنبور داران اسیر کرده اند... روی بام خانه ات به دنبال آوازش نباش......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مالیخولیای شعر دست از سرم بر نمیدارد واژه ها چرخ میخورند در سرم و من ، آرامتر از همیشه به فریاد سکوت زندگی می اندیشم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشکهایم را نوشتم غرق شدند واژه ها ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توقع زیادی نیست..... خواستن امنیت آغوش تو... و عشقی که.. زیر خط کمربند نباشد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی قرار است دلم همچون لاله ای باران خورده در جاده ای که هیچ رهگذری ندارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خانه هم شبیه من حال بدتری دارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلیان با طعم تلخ چای بعد از پیام های تو !! تبخیر می کند مرا...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .