♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوا خوب من خوب تو خوب گل هایی ک نمیدانم اسمشان چیست و خدایی ک نشسته سرجایش هنوز ...خوب...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما هزاران بار فرو می ریزم از خود درانتهای پرتگاه دنیای کاغذیمان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرام باش هم وطـــن ! هیچ گرسنه ای باقی نمی ماند ... شـــــــک ندارم ، همـــــین روزها ، همه ســیــــــــــر میشوند ؛ از زنـــدگـــی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی تو را نمی بینند ...در گوشه تنهایی خود بنشین ....خدا را ببین....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب عاشقانه ها را هم خسته کرده ام ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا که چاقو را گذاشته ای روی گلویم با بسم اللهی حلالم کن!لعنتی ....یالا ....زود باش...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگذار چشم هایت آخرین ایستگاه ِ من باشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید پرنده می شدم.....بال هایم .....آه بال هایم.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 8 ساعت و 6 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .