♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به ایستگاه رفتم دست تکان دادم و با اولین قطار عصر مردم....... دنیا همینقدر غمگین است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تراوشات یک ذهن راس ساعت17/15غروب.....تا تو نگاه میکنی کار من آه کردنست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رسمی ست جاوادان سوختن......بر عاشقانه ها......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیجکس ـ همپای من ـ چشمهای تو را نچشیده که غارتگر را بشناسد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچکس....،دلش به حال گنجشک های گرسنه نمی سوزد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و تو دور از هم می پوسیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم دیگر بریده !!! بر دار کشیدش به صلابه به جوخه ی اعدام بسپارید شاید خاک آرامش از دست رفته ام را دوباره به وجود پاره پاره ام برگرداند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من مجنونام گوزلاریا اولدوم اگر من سندن آیرو گوزلاریمدا باشکا کس گورم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مشکل این روزهام این خیابان های جدید است، از هیچکدام شان با تو خاطره ندارم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 20 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .