♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها از گل نازک تر حرفی نمی زند بهار با نسیم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آه ... يادش بخير " درد دل تكراري من با نيمكت تنهايي ست كه بيش از تو حوصله ام را دارد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی شبهایت را من گریسته ام سحر های رفتنت را به سوگ، من نشسته ام و تو خورشید وار برای که سوختی!؟ ماه من! نیامده از کدام ستاره گفتی که خاموشی، عمر رفته ام را آغوش گرفت ماه من! خیال سحر ندارد دیگر این شبهای بی مهتاب
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوزلرین آچ بیر گئجه تا من گوروم میخانه نی...............دونیانی ترک ایلییپ من دولدوروم پیمانه نی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را نگاه می کنم زلال چشمانم آب می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مدتی است جای تو در چشمهایم خالی است کسی نمی داند، جز این اتاق که باز سرم روی شانه هایش سنگینی می کند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همین روزها باید دلت را از نو نقاشی کنی شاید مثل تمام رنگهای رفته دنیا کدر شده است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قصه می گوید مرگ زیر چادر مادربزرگی که در اولین خواب زمستانی رفت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
Aman havar havar havar komşular havar..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
İçelim arkadaş benim derdim çok
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اهای تو سرت را بلند کن هنوز چشمهایت از اتفاق نیافتاده است این خدایی که محو نگاه توست همین روزها پستش را تحویل می دهد ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر من نقاش اولام دونیانی زندان چکرم،اولومی- آیرلیقی-حسرتی پشمان چکرم، اگر من صیاد اولام ، سن کیمین جیران اودونا ، اوره گی پاره ادیب عشقیوه هیجران چکرم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سن اغلاسان گولوم منسیز…اینان منده گولمم سنسیز…گولک بیرلیک اولاخ غمسیز…نه سن منسیز نه من سنسیز…
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 20 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .