♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با تو من عطر لبخند خدا میگیرم و آواز پری ها میشوم ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلماتم را در جوی سحر می شويم لحظه هایم را در روشنی باران ها تا برای تو شعری بسرایم روشن، تا که بی دغدغه، بی ابهام سخنانم را در حضور باد با تو بی پرده بگویم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می روم با زخم هایی مانده از چند سال سرد.. آن همه برفی که آمد آشــیانم را شـکست.. راسـتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو تاول غربت به روی باغ احســـاسم نشست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﺯﯾﺮ ﺩﻭﺵ ﺑہ ﮐﺎشیهاے ِ ﺣﻤﻮﻡ ﺧﯿﺮﻩِ ﻣیشے ...! ﻏﺬﺍﺗﻮ ﺳَﺮﺩ مےﺧﻮﺭﯼ... ﺻﺒﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺷﺎﻡ ، ﻧﺎﻫﺎﺭﻭ ﻧﺼﻒِ ﺷﺐ! ﻟﺒﺎﺳﺎﺕ ﺩﯾﮕﻪِ ﺑﻪِ ﺗﻨﺖ ﻧﻤﯿﺎﺩ... ﻫﻤﻪ ﺭﻭ قیچے مے زنے! ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺁﻫﻨﮓ ﺗﮑﺮﺍﺭے ﮔﻮﺵ مے کنے ﻭ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺍﻭﻧﻮ ﺣﻔﻆ نمیشے ...! ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﻋﻼﻣﺖ ﺳﻮﺍﻻے ﺗﻮ ﻓﮑﺮﺗﻮ میشمُر ے ... ﺗﺎ ﺁﺧﺮﺵ ﺭﻭ ﺑﺎﻟﺶ ﺧﯿﺴت ﺧﻮﺍﺑﺖ ﺑﺒﺮﻩ!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر چه عاشق تر..تنهاتر......چقدر سخته وسط جاده بفهمی پابرهنه ای................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مشتی خاطره و یک "او .... "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دو بـــال بـــرايــــم کافــيـــســــت..... مـــي خواهـــــم به هــــواي تــــو ـــ در هــــواي تـــــو ـــ اوج بگيــــرم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم گرفته از آدمایی كه عادت كردن تا وقتی اسباب بازی خوبی هستی باهات بازی میكنن و تكراری كه شدی میندازنت دور.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلبت را به من بده منم ریشه های تو را دریافته ام و با لبانت برای همه لب ها سخن گفته ام و دستهایت با دستان من آشناست در خلوت روشن با تو گریسته ام برای خاطر زندگانی......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روز مـــرگـــم در آخــریـن نـفـسم ... فـــقط یــک چــیـز بــه او خــواهــم گــفـت : اونـــــــطوری نـــه ! اینـــطوری میـــرَن !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی ها شب نشده از روز خسته می شوند ..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 3 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .