♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام عقده ها یم از عقیده های مسخره دیگران است! سر بالا می گیرم........... من انسان سالمی هستم........!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در قلبم زلزله ای در راه است .. که سگ ها اینچنین زوزه می کشند!!!!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهانه هایم برای نفس کشیدن ته کشیده کبود شده ام ! نه . . . بهانه دستم نده!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سهم من از تمام کودکی ام توهم پرهای شبدرها بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساعت دیواری پیر شده زمان را به خانه سالمندان بفرست!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بُرخورده زندگی ام به حسرت . قمار کرده ام آرامش ام را و من همیشه یک بازنده ام.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی غریبه ای با انسانیت حیوان کاملی باش!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روحم را به آتش کشیده ام تا افکارم را رام کنم ... نه روحم آرام گرفته و نه افکارم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بغض های سمی ام غده شده ، و این بدخیم ترین اتفاق زندگی ام است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان سفید بخت شده و اقبال من چرخ چرخ زنان به دنبال آدمک هایی است که برفی اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی ام را در چمدانم می گذارم این تمام باری است که به دوش می کشیدم !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روی بازوی زمان دراز کشیده ام و ثانیه شمار نوازشم می کند . . . زمانه را عاشق می شوم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من همیشه یک گذرگاهم نه ایستگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به من دهن کجی می کند زندگی خودم را به کوچه آشنای علی چپ می زنم آن جا هم بن بست است!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تلنگری است تناقض هایم بر بودنم زمان که می گذرد کشیده ای می شود بر جانم و اکنون مدت هاست که شلاق خورده ی این احساسم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 24 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .