damla
دستاتو آروم دور میکنی قلبمو راحت تور میکنی میدونم نمیخوای بازی کنی میبینی ندارم هیچ بازی کنی کسی تو رو به بودنت راضی کنه اینجا هر کیو میبینی دنباله بازی کنه نگیره کسی دستتو شادی کنه نگیره قلبتو باش بازی کنه دوست دارم داد بزنم آره این منم اگه دلت بخواد واسه نبودت خودم همه جا رو سیا بزنم صداتو که میشنیدم بی اختیار ساکت بودم کم حرف؟من؟نه گلم نه نبودم! فقط نمیخواسم حرف بزنم صدات دور بشه ازم دلخور بشی دلامون دور بشه آهنگ.حرفات.تیکه هات وای خدا چطوری باور کنم شدی از من جدا؟! دستامو دستات همگی سردن! اینجارو ببین انگار زمستون کردن حیف قلب پاکت کنار من باشه مهربونی رو بر ندار بگو سردیم جاشه همه قضاوت میکنن هر چی میشه من نمیدونستم قبله مات کیشه "آنا"
damla
گفت:اينقدر سيگار نكش ميميري. . .
گفتم:اگه نكشم ميميرم. . .
گفت:اگه بكشي با درد ميميري. . .
گفتم:اگه نكشم از درد ميميرم. . .
گفت:هواي دودي جلوي درد رو نميگيره. . .
گفتم:هواي صاف جلوي مرگو ميگيره؟. . .
يه كم نگاهم كرد و گفت:بكش.
damla
من بر این احساسم که به من تکیه کنی گل عشقو تو به من هدیه کنی من براین احساسم که درون دل تو کاشتم بذر محبت هایم و به اشک چشمم دروجودت ریشه کند و به دستهای من تکیه کند
damla
دلم برای کسی تنگ است که اینجا می*آید ودست *نوشته*هایم را می*خواند . کسی که تنها ردپایش یک " غریبه " است و بس. دلم برای او تنگ است
damla
نگران باش عشقت را اشتباه نگیری لجن جویبار را ماهی زینتی تنگ دلت نگیری نگران باش که در بازی صد رنگ زمان زندگی را به تمسخر به بهانه به سیاهی تو نگیری نگران باش.............
damla
اره من یادم نرفته که کنارمن نشستی اره من یادم نرفته که دلت رو به من بستی اره من یادم نرفته که هنوزعاشقم هستی حتی با سرزنشاتم همیشه کنارم هستی اره من یادم نرفته که همیشه بد بودم اماتو بازم چشاتو به روی من نبستی اره من یادم نمیره شب به شب همیشه با پیامت میخوابیدم ...................... با سلام گرمو زیبات به روی تو میخندیدم کاشکی تو یادت بمونه که بااینکه شیطون هستم اما بازیادم نمیره که پابندعشقت هستم
damla
کاش میشد سرو غم ها را برید از شب های تنهایی پرید کاش میشد دست یاری میگرفت که کنارت میماند تا سر نوشت کاش میشد گفت دوستت دارمو پررونشد ازمحبت های زیادو بی ریا خسته نشد کاش میشد بی وفایی را به گورستان بریم عشق پاک به قلب هم هدیه کنیم و به دستان هم تکیه کنیم و اگر دوست داریم بگوییم و اگر نه.................. بگوییم
damla
به راستی چه سخت است خندان نگهداشتن لبها در زمان گریستن قلبها و تظاهر به خوشحالی در اوج غمگینی و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهای تنهایی در حالی که تظاهر می کنی هیچ چیز برایت اهمیت ندارد اماچه شیرین است در خاموشی و خلوت به حال خود گریستن...
damla
دسـتِ تو ، تو دست من بود ، دلت اما جای دیگه تــو خودت خـبـر نداری ، امـا چـشـمات اینو میـگه مــدتـی بود حـس می کردم که دلـت یـه جـا اسـیـره پـشتِ پـا زدی بـه بختـت ، کـی واسـت جـز من میمـیره؟
damla
رفتی دلم شكستی اين دل شكسته بهتر پوسيده رشتهی عشق از هم گسسته بهتر من انتقــام دل را هرگــــــز نگيـــــرم از تو اين رفتــه راه ناحــق در خون نشستــــه بهتر