دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

damla
زن - مجرد
امتیاز: 1587

دنبال‌شدگان

(102 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(295 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

damla
damla

زن که باشی درباره‌ات قضاوت می‌کنند؛ در باره‌ی لبخندت که بی‌ریا نثار هر احمقی کردی درباره‌ی زیبایی‌ات ...............که دست خودت نبوده و نیست درباره‌ی تارهای مویت که بی‌خیال از نگاه شک‌آلوده‌ی احمق‌ها از روسری بیرون ریخته‌اند درباره‌ی روحت، جسمت درباره‌ی تو و زن بودنت، عشقت، همسرت قضاوت می‌کنند تو نترس و زن بمان احمق‌ها همیشه زیادند نترس از تهمت دیوانه‌های شهر که اگر بترسی رفته رفته زنِ مرد نما می‌شوی . . .

damla
damla

خَنــده امـ میگیـرد وقتـی پَـس از مُـدت هــا بـی خبــری بـی آنکــه سُــراغـی از ایـن دل ِ آواره بِگیــری مـی گــویـی : " دِلــَمـ بـَرایـتـ تَنــگ اَســت " یــا مـَـرا بــِه بــازیــ گـِــرفتــه ای . . . یـــا مَعنــی واژه هــایـتــ را خــوبــ نِـمی دانـی

damla
damla

مثل آسمون که تنها امیدش چند تا ستاره ست / دیدن تو واسم عمر دوبارست . . . برای من مهم نیست که وقتی کسی تنهاست به فکر من باشه برای من این مهمه که وقتی اطرافش شلوغه ٬ قلبش به خاطر من میتپه . . . ای کاش که از حال دل من خبرت بود / ای کاش دمی ار سر کویم گذرت بود من مرغ اسیرم که ندارم پر پرواز / ای کاش که کاشانه من زیر پرت بود . .

damla
damla

عشقبازی به همین آسانی است . . . . که دلی را بخری، بفروشی مهری، شادمانی را حراج کنی، مهربانی را ارزانی عالم بکنی، و بپیچی همه را لای حریر احساس . . . . . گره ی عشق به آنها بزنی، مشتریهایت را با خود ببری تا لبخند . عشقبازی به همین آسانی است . . . . . هر که با پیش سلامی در صبح، هر که با پوزش و پیغامی با رهگذری، هر که با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی، نمک خنده بر چهره در لحظه ی کار، عرضه ی سالم کالای ارزان به همه . . . . لقمه ی نان گوارایی از راه حلال . . . . و خداحافظی شادی در آخر روز. و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا . . . . . و رکوعی و سجودی با نیت شکر. عشقبازی به همین آسانی است

damla
damla

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم اندوه من انبوه تر از دامن الوند بشکوه تر از کوه دماوند غرورم یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است تنها سر مویی ز سر موی تو دورم ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش تو قاف قرار من و من عین عبورم بگذار به بالای بلند تو ببالم کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

damla
damla

اين روزها حالم خوبه، خوب خوب !!!! نه نشانی از دلتنگی نه روزنی از سیاهی ونه وسوسه ای از دلبستگی !!!! نوشتنم را بهانه ای نیست جز گفتن این که "من " بعد از "تو" به هیچ " او" یی اجازه ی " ما " شدن نخواهم داد.

damla
damla

اگه از دست همه خسته شدم به تو كه بدجوري وابسته شدم به تو كه نمي تونم راست نگم به چشمهات هر چي دلم خواست نگم توي دست تو اسيري خوبه جونمو ازم بگيري خوبه وقتي لبات بخندن چشمهات كه شاد باشن انگاري كه تو دنيا نقل نبات مي پاشن با اين كه كوه دردم با اين كه غم زياده همين كه با تو باشم از سرم زيادهههههه

damla
damla

چرا وقتی رعد و برق میاد تو زیر درخت فرار می کنی؟ می ترسی برقش بگیرتت؟ نه، اون می خواد ابهتش رو نشونت بده. آخه بعضی وقت ها یادمون میره چرا بارون می یاد! این جوری فقط می خواد بگه منم هستم فراموش نکن که همین بارون که کلافت می کنه که اه چه بی موقع شروع شد، کاش چتر داشتم، بعضی وقتا دلت برای نیم ساعت قدم زدن زیر نم نم بارون لک می زنه.

damla
damla

راستی؛ هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده؟ تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و زمان شاکی هستیم که از زندگی خیری ندیدیم . . . شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید: قیمت یه روز بارونی چنده؟

damla
damla

اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟ قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟ چقدر باید بابت مکالمه روزانه مون با خدا پول بدیم؟

damla
damla

دوسش داشتم دوسش دارم قد نفس هام بدون اون نمي تونم من خيلي تنهام چه كردن آدما با روزگارم چه كردم با خودم درمون ندارم

damla
damla

از آدما دلم شكست واسه هميشه دلم ميخواد دعا كنم اما نمي شه حتي خدام جوابمو ديگه نمي ده خدا جونم يه كاري كن نگو نمي شه بهم نگو گناه من واسه كي بوده نگو كه اشتباه من واسه چي بوده

damla
damla

من که قلب کوچیکم بی تو کاسه خون من که کاسه چشمم جز تو از کسی پر نیست دوست داشتن یا عشق دوست دارمت با عشق عشق من با دوست داشتن قابل تصور نیست

damla
damla

ما بدهکار جهانيم در اين قرن چه بايد بکنيم. هيچکس گاري ما را به قطاري تبديل نکرد. هيچکس ذوق و انديشه پرواز نداشت. هيچکس از سر عبرت به جهان خيره نشد. هيچکس از سفري تحفه و سوغات نداشت. من در اين حيرانم که چرا قافله ي علم از اين جا نگذشت يا اگر آمد و رفت پدرانم سرگرم چه کاري بودند؟ بر سر قافله سالار چه رفت و اگر همره اين قافله گشتند گهي برنگشتند چرا؟

damla
damla

ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛ گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد ! هنگـــامـــي گـــرگ را می شنـــاسیـــم؛ كـــه دریـــده شـــده ایــــم ...